قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٤ - برهان قاعده
استدلال نموده است كه طريق سوم آن، قاعدۀ «امكان اشرف» ، است ١.
برهان قاعده
برهانى كه جهت اثبات اين قاعده اقامه كردهاند، به چندين طريق تقرير شده است كه در اينجا به طرق گوناگون آن اشاره مىشود:
تقرير اول: هرگاه ممكن اخس از بارى تعالى صادر شده باشد، حتما پيش از آن بايد موجود اشرف صادر شده باشد؛ زيرا در غير اين صورت، يكى از سه اشكال زير لازم مىآيد:
١. صدور كثير از واحد
٢. اشرف بودن معلول از علت خويش
٣. وجود موجودى اعلى و اشرف از بارى تعالى
و چون اين اشكالهاى سهگانه، ممتنع و برخلاف عقل است، نتيجه مىگيريم كه موجود اشرف بايد پيش از موجود اخس صادر شده باشد.
اما وجه لزوم يكى از سه اشكال مزبور، در صورت عدم صدور موجود اشرف پيش از موجود اخس، آن است كه در اين فرض يا بايد موجود اشرف با موجود اخس توأم با يكديگر از حق تعالى صادر شده باشد، كه در اين صورت اشكال اول، يعنى صدور كثير از واحد لازم مىآيد؛ يا بايد موجود اشرف بعد از موجود اخس صادر شده باشد كه اشكال دوم، يعنى اشرف بودن معلول از علت خويش لازم مىآيد، و يا بايد موجود اشرف، با اينكه ممكن است اصلا صادر نشده باشد، نه قبل از موجود اخس و نه توأم با آن و نه بعد از آن؛ در اين صورت چنين موجودى كه صدور آن ممكن است و از واجب الوجود صادر نشده است، بايد عدم صدور آن مستند باشد به علتى كه آن علت اشرف و اعلى از واجب الوجود باشد و اين امر خود، محال است. زيرا واجب الوجود، فوق ما لايتناهى است و چيزى نمىتواند اشرف از او باشد ٢.
تقرير دوم: هرگاه ممكن اخس موجود شده باشد و پيش از آن ممكن اشرف موجود نشده باشد، يكى از چهار اشكال زير پديد مىآيد:
[١] همان. ص ١٦٣.
[٢] همان. ص ٢٤٦.