قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٢٧ - كل متجدد فانه قبل تجدده ممكن الوجود
كلّ متجدّد فإنّه قبل تجدّده ممكن الوجود
هرچيزى كه در عالم پديدار گردد، اعم از اينكه به نحو كون باشد يا فساد، بايد پيش از پديدار شدن داراى خاصيت امكان باشد؛ زيرا اگر هرپديده پيش از پديدار شدن واجد خاصيت امكان نباشد، ناچار بايد به صفت امتناع متصف بوده باشد. در حالى كه اگر شىء ممتنع باشد، هرگز پديدار نمىگردد و اين امر خلاف فرض است. زيرا در اين صورت آنچه را پديدار فرض كنيم، ناپديد نتيجه مىگيريم. اين قاعده را به اين صورت امام فخر رازى مطرح كرده و در باب بقاى نفس ناطقه به آن استدلال نموده است؛ چنانكه مىگويد:
إنّ كلّ متجدّد فإنّه قبل تجدّده ممكن الوجود (أو ممكن التجدّد) و إلاّ لكان ممتنعا و الممتنع لا يوجد، فإذا المتجدّد غير متجدّد، هذا خلف ١.
ابن سينا مفاد اين قاعده را به صورت ديگر در آثار خويش آورده و براى اثبات بقاى نفس ناطقه پس از فانى شدن بدن به آن استدلال كرده است. عبارت ابن سينا در باب اين قاعده چنين است:
لا بدّ لكلّ كائن بعد ما لم يكن من أن يتقدّمه مادّة يكون فيها تهيّؤ قبوله أو تهيّؤ نسبته إليه كما تبيّن فى العلوم الأخرى ٢.
اگرچه بين عبارت امام فخر رازى و ابو على سينا در باب اين قاعده تفاوت آشكار به چشم مىخورد؛ ولى اگر مفاد قاعده مورد توجه قرار گيرد، بهروشنى معلوم مىشود مقصود امام فخر رازى در اينجا جز آنچه از سخن ابن سينا برمىآيد، چيز ديگرى نيست؛ زيرا مقصود از كلمۀ متجدّد كه در عبارت امام رازى استعمال شده است، همان چيزى است كه ابن سينا از جمله «كائن بعد ما لم يكن» اراده كرده است؛ اما آنچه را ابن سينا
[١] المباحث المشرقية. ج ٢، ص ٤٠١.
[٢] الشفاء. بخش طبيعيات، ص ٥٤٣.