قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٥٣ - الواحد لا يصدر عنه الا الواحد
از يكى» نوشته است، به نقل از ترجمۀ فرانسوى كتاب ما بعد الطبيعۀ ابن رشد سخن خويش را چنين آغاز مىكند:
دمكرتس (ذيمقراطيس) مىگويد كه يكى نشايد از دو پيدا شود، چنانكه از يكى دو پديد نگردد ١.
ارسطو اين سخن را از او دانسته و باز هم گفته است «به هست يگانه، جز هستى و يگانگى نپيوندد» او و ابن رشد باز آشكار از قاعدۀ «آفريده نشدن بسيار از يكى» ياد كردهاند. ولى همانطور كه ذكر شد، سخن ابن رشد در متن كتاب ما بعد الطبيعه خلاف گفتۀ آقاى دانشپژوه را اثبات مىنمايد. زيرا در اصل اين كتاب از انتساب اين قاعده به ذيمقراطيس و ارسطو سخنى به ميان نيامده است. از آنچه تاكنون گذشت، يونانى بودن قاعدۀ «الواحد لا يصدر عنه إلاّ الواحد» به روشنى معلوم و آشكار مىگردد.
بررسى آثار يعقوب بن اسحاق كندى به نحو بارزى اين مدعا را تأييد مىنمايد؛ زيرا وى كه در قرن دوم هجرى مىزيسته، نخستين فيلسوف اسلامى است كه آثار فلسفۀ يونانى را به عربى ترجمه نموده است و مفاد قاعدۀ «الواحد لا يصدر عنه إلاّ الواحد» در آثار اين فيلسوف مورد بررسى قرار گرفته و پذيرفته شده است. وى در رسالۀ كوچكى كه در باب اثبات وحدانيت خداوند و تناهى جرم عالم نوشته و آن را براى على بن جهم ٢فرستاده است، اين قاعده را به تفصيل مورد بحث قرار داده و به آن استناد نموده است.
عبارت يعقوب بن اسحاق كندى در اين باب چنين است:
(المحدث واحد) و المحدث لا يخلو أن يكون واحدا أو كثيرا، فإن كان كثيرا فهم مركبون، لأنّ لهم إشتراكا فى حال واحدة لجميعهم أى لأنّهم أجمعين فاعلون و الشّىء الّذى يعمّه شىء واحد إنّما يتكثّر أن ينفصل بعضه من بعض بحال ما فإن كانوا كثيرا ففيهم فصول كثيرة فهم مركّبون ممّا عمّهم و من خواصّهم. . . و المركّبون لهم مركّب، لأنّ مركّبا و مركّبا من باب المضاف. فيجب إذن أن يكون للفاعل فاعل فإن كان الواحد، فهو الفاعل الأوّل، و إن كان كثيرا و فاعل الكثير كثير دائما و هذا يخرج بلا نهاية و قد إتّضح بطلان ذلك؛ فليس للفاعل فاعل فإذن ليس كثيرا بل واحد غير متكثّر، سبحانه و تعالى عن صفات الملحدين ٣.
[١] سه گفتار، ص ٢.
[٢] على بن جهم، شاعرى خراسانى الاصل است كه در دربار متوكّل بسيار مقرّب بوده و در سال ٢٤٩ ه ق. درگذشته است.
[٣] رسالۀ فى وحدانية اللّه و تناهى جرم العالم از سلسلة فلاسفة العرب الكندى، ص ٣٨.