قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٨٤ - كل متحرك فله محرك غيره
كلّ متحرّك فله محرّك غيره
اين قاعده را بايد يكى از راههاى مهم اثبات صانع در فلسفه به حساب آورد؛ زيرا حكما با اتكاء به اين قاعده و امتناع عقلى دور و تسلسل، به اثبات محرك اول دست يافتهاند. آنها براى رسيدن به اين منظور از دو طريق استدلال كردهاند: يكى از آن دو طريق فاعل بودن محرك اول؛ و ديگرى غايت بودن آن را اثبات مىنمايند.
نخستين فيلسوفى كه از اين طريق به اثبات محرك اول پرداخته ارسطو را بايد نام برد.
اين سخن را در آثار خود ارسطو كه بهوسيلۀ حكماى اسلامى ترجمه و تفسير شده، مىتوان يافت، چنانكه در نخستين مقالۀ ما بعد الطبيعه مطابق تفسير ابن رشد مىگويد:
لا يمكن من طريق الهيولى أن يكون شىء من شىء الى ما لا نهاية فيكون مثلا اللّحم من الأرض و الأرض من الماء و الماء من الهواء و الهواء من النّار و يمرّ ذلك إلى غير نهاية فلا يقف عند شىء. و لا يمكن أيضا من طريق ما منه إبتداء الحركة فيكون مثلا الإنسان يتحرّك من الهواء و الهواء يتحرّك من الشّمس، و الشّمس يتحرّك من الغلبة العداوية و لا يكون لذلك نهاية ١.
سيد محمد مشكوة در ترجمۀ اين عبارت چنين مىانگارد:
از راه مايه ممكن نيست چيزى از چيزى پديد آيد تا بىنهايت؛ پس مثلا گوشت از زمين بهوجود آيد و زمين از آب و آب از هوا و هوا از آتش و برود بىپايان و به نزد هيچچيز نايستد. و اين امر از راه سرآغاز جنبش هم ممكن نيست؛ پس مثلا مردم از هوا بجنبند و هوا از خورشيد و خورشيد از غلبۀ عداويه و آن را پايانى نباشد ٢.
[١] ارسطاطاليس، الالف الصغرى، ترجمۀ اسحاق بن حنين با تفسير ابن رشد و يحيى بن عدى، ص ١٦.
[٢] آقاى سيد محمد مشكوة كوشش كرده اين متن فلسفى را به فارسى سره ترجمه نمايد. ما در اينجا نمونهاى از سبك نگارش ايشان را نقل كرديم تا خواننده اين سطور دريابد كه اين سبك نگارش بهويژه در مسائل فلسفى به يك نوع لغزنويسى شبيهتر است تا به فارسى سره.