قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٧٢ - سهروردى
صرف الشّىء لا ميز فيه و لا يتكرّر
شىء در مقام ذات و صرف حقيقت، قابل امتياز و تعدد نيست؛ زيرا اگر شىء در مقام ذات و صرف حقيقت، قابل امتياز و تعدد باشد، مستلزم خلف خواهد بود. وجه استلزام اين است كه اگر در صرف يك ماهيت، كه از هرگونه چيزى جز ذات خود عارى و مجرد است دوگانگى و تعدد فرض نماييم، اين پرسش پيش مىآيد كه آيا اين تعدد و دوگانگى از كجا پيدا شده است؟ براى پاسخ به اين پرسش ناچار بايد اعتراف نمود كه اين تعدد و دوگانگى يا از ناحيۀ موضوع يا از ناحيۀ زمان يا مكان و ساير عوارض ماهيت پيدا شده است؛ و اعتراف به اين امر كه تعدد و دوگانگى از ناحيۀ موضوع يا يكى از عوارض ماهيت است، به معنى آن است كه ماهيت را صرف و عارى از هرگونه شىء جز ذات آن فرض نكرده باشيم و اين خلاف فرض است؛ زيرا مفروض التعدد صرف ماهيت است.
سهروردى
شيخ شهاب الّدين سهروردى از اين قاعده در باب وجود استفاده كرده و صرف هستى را قابل تعدد و تكرر ندانسته است، زيرا اگر صرف هستى را مورد توجه قرار دهيم و آن را از هرگونه چيزى كه از هستى بيگانه است بپيراييم متوجه خواهيم شد كه هرچه خواسته باشيم براى هستى، ثانى فرض نماييم از هستى بيرون نيست؛ بلكه همان هستى است. و بهاينترتيب براى صرف هستى، ثانى متصور نيست و چيزى كه ثانى ندارد، قابل تكرار نيست؛ چنانكه مىگويد:
صرف الوجود الّذى لا أتّم منه كلّ ما فرضته، فإذا نظرت فهو هو؛ إذ لا ميز فى صرف الشّىء، و المخالط منه ليس هو الواجب المذكور؛ إذ الّذى فصّله الذّهن إلى وجوده و ماهية، ليس ممّا لا يقبل العرضى و يمنع الشّركة، كيف و يقع بالضّرورة تحت مقولة من المقولات. و هذه عرشيات إلهامية؛ فواجب الوجود لا