قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٣ - متكلمين و قاعده
بالمحل و انّما ينفسخ هذا بالنّفس. فانّ وجوبها العام بالبدن العام و الخاص بالخاص، ثم استغنت و بالعلل الزايلة الى خلف هى علل ثبات الاشياء حادثة. و اعلم انّ سوادا لو فارق محلّه ففرض تجرّدة مرّة قبل تقسم الجسم و مرّة بعده يلزم منه صيرورة شيئين واحدا كما ذكرنا فى الهيولى و لا بدّ للانتقال من المفارقة ١.
در اينجا سهروردى انتقال عرض را از يك موضوع به موضوع ديگر محال دانسته و مىگويد سواد، كه يك عرض است، هرگاه از موضوع و محل خود جدا گردد و به موضوع و محل ديگر منتقل شود، جدايى و مفارقت آن از موضوع، در دو حالت فرض مىگردد كه به ترتيب عبارتند از:
١. قبل از تقسيم جسم كه محل آن بوده است.
٢. بعد از تقسيم جسم كه موضوع آن بوده است و مفارقت عرض از موضوع در اين دو حالت مستلزم اين است كه دو شىء يك شىء باشد و اين محال است. وى بر اين استدلال تكيه كرده است و امتناع انتقال عرض را با اين استدلال ثابت مىكند.
سهروردى استدلال ديگرى را نيز نقل كرده كه آن را به وجود هيولا مورد نقض قرار دادهاند و آن عبارت است از اينكه چنانكه تحقق وجود عام در خارج نيازمند به مادۀ عام است، تحقق وجود خاص نيز نيازمند به مادۀ خاص است. پس عرض در خارج بدون موضوع امكانپذير نيست. البته استدلال را برخى به وسيلۀ وجود هيولا و نيازمندى آن به صورت، و برخى ديگر به وسيلۀ وجود نفس ناطقه و نيازش به بدن نقض كردهاند.
متكلمين و قاعده
قاعدۀ امتناع انتقال عرض در كتب متكلمين اسلامى بيشتر از كتب فلاسفه مورد بحث و گفتوگو قرار گرفته است. برخى متكلمين هنگام بحث از اين قاعده، قاعدۀ ديگرى را به آن افزودهاند و آن عبارت است از امتناع بقاء عرض در دو زمان كه معمولا به اين صورت تعبير شده است: «العرض لا يبقى زمانين» .
شيخ ابو اسحاق ابراهيم بن نوبخت، نويسندۀ كتاب ياقوت كه از قدماى متكلمين بزرگ اسلامى است و پيش از وى كتابى در علم كلام به اهميت اين كتاب نوشته نشده است، هردو قاعده را مورد بحث قرار داده مىگويد:
[١] المقاومات، (در مجموعۀ الحكمة الإلهية سهروردى) ، ص ١٧٤.