قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٥٢ - الواحد لا يصدر عنه الا الواحد
لم يكونا إثنين، و إن كانا مختلفتين لم تكن العلّة واحدة ١.
در كتاب معروف اثولوجيا كه منسوب به ارسطو مىباشد، اين قاعده مورد بحث قرار گرفته و به اثبات رسيده است. عبارت آن كتاب در اين باب چنين است:
فإن قال قائل كيف يمكن أن يكون الأشياء من الواحد المبسوط الّذى ليس فيه ثنويّة و لا كثرة بجهة من الجهات؟ قلنا لأنّه واحد محض مبسوط ليس فيه شىء من الأشياء فلمّا كان واحدا محضا إنبجست منه الأشياء كلّها و ذلك إنّه لمّا لم يكن هويّة إنبجست منه الهويّة. . . ٢.
اكنون اگر نسبت كتاب معروف اثولوجيا به ارسطو مورد ترديد يا انكار واقع نشود، در مورد نسبت اين قاعده به وى نيز هيچگونه ترديدى وجود نخواهد داشت. ولى انتساب اين كتاب به اين فيلسوف در ميان محققين سخت مورد انكار قرار گرفته است؛ زيرا سبك استدلال و اسلوب مطالب در اين كتاب با شيوۀ ارسطويى كه حكماى اسلامى آن را مىشناسند، به نحو آشكارى متفاوت است. به عقيدۀ كسانى كه با شيوههاى گوناگون فلسفى آشنايى كامل دارند، مطالب اين كتاب از نوع فلسفۀ افلاطونيان جديد است.
بنابراين محكمترين سند براى منسوب نمودن اين قاعده به ارسطو، بايد همان سخن زنون را به حساب آورد، زيرا بدون ترديد رسالۀ زنون را فارابى تنظيم كرده و چنانكه خود وى مىگويد: اين رساله را از هرگونه حشو و زوائد كه برخى حكماى نصرانى بر آن افزوده بودند، پيراسته و اصل آن را شرح كرده است. در آغاز اين رساله مىگويد:
رأيت لزينون الكبير تلميذ أرسطاطاليس رسائل قد شرحها النصارى و زاد و فيها، فشرحت أنا كما وجب على الشّارح. . . ٣.
ابن رشد فيلسوف معروف اندلس كه به پيروى از ارسطو مشهور است، اين قاعده را به دو فيلسوف قديم يونان، افلاطون و ثامسطيوس نسبت داده و در اين باب نام ارسطو را به ميان نياورده است؛ چنانكه مىگويد:
هذا هو مذهب المحدّثين من فلاسفة الإسلام كأبى نصر و غيره و قد يظّن أنّه مذهب ثامسطيوس من القدماء و أفلاطون. . . ٤.
آقاى دانشپژوه در آغاز مقدمهاى كه بر رسالۀ سه گفتار خواجه نصير الدّين طوسى دربارۀ چگونگى پديد آمدن چند چيز از يكى و سازش آن با قاعدۀ «آفريده نشدن بسيار
[١] مجموعۀ رسائل فارابى. ، ص ٧.
[٢] اثولوجيا. ميمردهم، ص ٢٩٣.
[٣] مجموعۀ رسائل فارابى. رسالۀ زنون، ص ٣.
[٤] ما بعد الطبيعه، ص ١٦٠.