قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٩٢ - الحركة المستديرة يمتنع ان يكون طبيعيّة
الحركة المستديرة يمتنع أن يكون طبيعيّة
حكما حركت را به دو قسم مستقيم و مستدير تقسيم كردهاند و معتقدند كه حركت مستدير هرگز نمىتواند طبيعى بوده باشد؛ و اين از آن جهت است كه حكما حركت را هنگامى طبيعى مىدانند كه شىء متحرك در مكان اصلى و حيّز طبيعى خود نباشد و بخواهد به حالت اوليه بازگردد. بهاينترتيب حركت طبيعى عبارت است از فرار از حالت منافر و طلب حالت ملائم.
اكنون با توجه به اينكه تعريف و حد حركت طبيعى از دو عنصر فرار از منافر و طلب ملائم تشكيل گرديده است، هيچيك از دو عنصر تعريف حركت طبيعى را در حركت مستدير نمىيابيم و به اين جهت مستدير را نمىتوان طبيعى دانست.
در حركت مستدير فرار از حالت منافر و طلب حالت ملائم امكانپذير نيست. زيرا شىء متحرك از هرنقطهاى در دايره فرار كند، به همان نقطه روى مىآورد. به عبارت ديگر در حركت مستدير مهروب مقصود است و چيزى كه مقصود باشد، هرگز نمىتواند مهروب باشد. بنابراين فرار از حالت منافر كه جزء اول تعريف حركت طبيعى است، در حركت مستدير صورت تحقق نمىپذيرد. چنانكه جزء دوم تعريف حركت طبيعى يعنى طلب حالت ملائم نيز در حركت مستدير امكان تحقق نخواهد داشت؛ زيرا در حركت طبيعى هنگامى كه شىء متحرك به مقصود اصلى مىرسد، حركت تمام مىشود.
بنابراين اگر در حركت مستدير وصول به مقصد تحقق يابد، بلافاصله حركت منقطع خواهد شد و حالت مستدير بودن را از دست خواهد داد. اين بود خلاصۀ برهانى كه در مورد طبيعى نبودن حركت مستدير اقامه شده است.
اساس آنچه را حكما در مورد حركت طبيعى گفتهاند و آن را به فرار از حالت منافر و طلب حالت ملائم تعريف كردهاند و درنتيجه، حركت مستدير را طبيعى ندانستهاند، در