قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٨٥ - لا يطلب شىء غير دون مناسبة و هى امر جامع بينهما
خلق؛ فإن كان إلى السّالك أقرب يسمّى بالتّنزيل و إن حصل اللّقاء بعد تجاوزه المرتبة الوسطيّة يسمّى فى حق العبد بالتّدنى. و فى حقّ الرّب بالتّدلّى. و المقصود من الإجتماع هو ظهور الكمال المتوقّف الحصول على ذلك و لا تتمّ الاّ بحركة جليّة معنويّة لإلحاق فرع بأصل و تكميل كلّ بجزء. و قال أيضا و للمحبّة أسماء و نعوت أخرى كالعشق و الهوى و الإرادة و نحو ذلك و كلها ترجع الى حقيقة واحدة و الاختلاف راجع الى اعتبارات نسبيّة هى رقائق للمحبّة تتعيّن بحسب أحوال المحبّين و إستعداداتهم ١.
چنانكه مىبينيم، صدر الدين قونوى در باب سير و سلوك عارف، و كيفيت عشق و محبت سالك مجذوب يا مجذوب سالك از اين قاعده استفاده كرده و آن را مورد استناد قرار داده است؛ ولى با جملۀ «سواء كان هذا الأمر بين المخلوقين أو بين حقّ و خلق» به اين مطلب تصريح كرده است كه اين قاعده به وادى سير و سلوك و كيفيت ارتباط بين حق و خلق اختصاص ندارد؛ بلكه نحوۀ ارتباط و كيفيت عشق ميان دو موجود مخلوق را نيز شامل مىگردد. بنابراين هرگونه ارتباط بين دو موجود كه به صورت كشش و جذبه تحت عنوان طالب و مطلوب يا عاشق و معشوق ظاهر گردد، از مصاديق بارز اين قاعده خواهد بود تا جايى كه مىتوان ادعا كرد افعال طبيعيه و حركات جوهريه در جهان طبيعت نيز از دايرۀ شمول اين قاعده هرگز بيرون نخواهند بود. زيرا هرموجود طبيعى در جهان طبيعت به مقتضاى حركت جوهرى خويش پيوسته از مرحلۀ قوّه به مقام فعليت و از گذرگاه نقص به پايگاه كمال رهسپار است. اين جريان دائم يك نوع طلب است كه پيوسته بين دو مرحلۀ نقص و كمال يا قوّه و فعل متحقق است. بين موجود بالقوّه و موجود بالفعل هميشه يك قدر جامع و حد مشترك وجود دارد كه آن دو مرحله را به يكديگر مىپيوندد، بهطورى كه مىتوان گفت بالقوّه بودن و بالفعل بودن همواره دو مرحله از يك شىء مىباشند. بنابراين هرموجود از جهت اينكه بالقوّه است طالب است، و از جهت اينكه بالفعل است مطلوب خواهد بود، و اين نيست مگر آنچه در آغاز اين مبحث ذكر شد، يعنى هيچگاه شىء چيز ديگرى جز خودش را نمىخواهد و امر بيرون از ذاتش را نمىجويد، مگر اينكه يك نوع مناسبت كه آن دو را بههم مىپيوندد به عنوان قدر جامع بين آنها وجود داشته باشد. با توجه به آنچه ذكر شد، صدق اين قاعده در مورد همۀ موجودات كه به سوى يك هدف در جنبش و جستجو مىباشند، ظاهر مىگردد.
[١] مصباح الانس، ص ٩٥.