قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٦٧ - سبزوارى
سبزوارى
حاج ملاّ هادى سبزوارى نيز اين قاعده را معيار معرفت صفات كمال دانسته و با باز شناختن صفات كمال، برهان صدّيقين را در مورد آنها به كار برده است؛ چنانكه در اين بيت به صورت نظم گفته است:
و قس عليه كلّما ليس امتنع بلا تجسّم على الكون وقع ١
و إنّما عبّرنا عن الصّفات الكماليّة بذلك للإشارة إلى معيار لمعرفة الكمال.
سبزوارى، برهان صدّيقين را دربارۀ صفات كمال كه از مصاديق اين قاعده مىباشند، جارى مىداند؛ يعنى همانطور كه در هستى مطلق برهان شبه لم جارى است، در علم مطلق و قدرت مطلق هستى گفته مىشود:
اذ الوجود كان واجبا فهو و مع الامكان قد استلزمه ٢
در باب علم مطلق و قدرت مطلق و ساير صفات كمال نيز گفته مىشود:
إذ العلم كان واجبا فهو و مع الإمكان قد إستلزمه ٣
همچنين دربارۀ قدرت و حيات و ساير صفات كماليه اين همانندى وجود دارد. در اينجا سبزوارى براى تأييد مدعاى خويش جملهاى را از فارابى نقل مىكند كه گفته است:
يجب أن يكون فى الحياة حياة بالذّات و فى الإرادة إرادة بالذّات و فى الإختيار إختيار بالذّات حتّى تكون هذه فى شىء لا بالذّات.
ولى پوشيده نماند كه بين معنى عبارت فارابى و برهان صدّيقين، فاصلۀ بسيار است و مقصود فارابى از اين عبارت مفاد برهان صدّيقين نيست؛ بلكه عبارت وى به قاعدۀ «كلّ ما بالعرض لا بدّ و أن ينتهى إلى ما بالذّات» نزديكتر است.
صدر المتألّهين اين قاعده را معيار شناختن عوارض ذاتى وجود دانسته و از اين طريق مسائل فلسفۀ اولى را كه عبارتند از عوارض ذاتى هستى، مشخص نموده است؛ چنانكه با به كار بردن اين قاعده به تعريف موضوع فلسفه اولى نيز دست يافته است؛ زيرا موضوع هرعلمى عبارت است از چيزى كه بحث از عوارض ذاتى آن، مورد بحث و گفتوگوى آن علم است. بنابراين، هنگامى كه با به كار بردن اين قاعده، عوارض ذاتى هستى بازشناخته مىشوند كه بدون هيچگونه تخصّص طبيعى يا رياضى در هستى عارض هستى مىگردند و بهاينترتيب مورد بحث قرار مىگيرند، معلوم مىشود
[١] شرح منظومه. بخش فلسفه. ص ١٤٢.
[٢] همان. ص ١١٤.
[٣] همانجا