قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٠١ - كل عاقل يجب ان يكون مجردا عن المادة
كلّ عاقل يجب أن يكون مجرّدا عن المادّة
به موجب اين قاعده، هرموجود عاقلى مجرد است. و به موجب قاعدۀ ديگر، كه در جهت عكس اين قاعده است، «كلّ مجرد عاقل» هرموجود مجردى عاقل است. ممكن است برخى گمان برند كه قاعدۀ دوم عكس قاعدۀ اول است؛ و در اين صورت اگر قاعدۀ اول از طريق استدلال ثابت گردد، براى اثبات قاعدۀ دوم نيازى به استدلال نخواهد بود؛ زيرا عكس همواره لازمۀ اصل است؛ و هنگامى كه اصل قضيهاى ثابت مىگردد، عكس آن نيز از طريق ملازمهاى كه ميان اصل و عكس وجود دارد، ثابت مىگردد. ولى اين گمان با واقعيت فرسنگها فاصله دارد؛ زيرا قاعدۀ دوم بههيچوجه عكس قاعدۀ اول نيست.
چون در منطق ثابت شده است كه عكس لازم الصّدق براى موجبۀ كليه همواره موجبۀ جزئيه است مگر اينكه موضوع و محمول متساوى الصّدق باشند؛ چنانكه در بيان قاعدۀ «كلّ عرضى معلّل» گذشت، در حالى كه قاعدۀ دوم يك قضيۀ موجبۀ كليه را تشكيل مىدهد. بهاينترتيب همانطور كه براى اثبات قاعدۀ اول برهان اقامه شده است، براى اثبات قاعدۀ دوم نيز برهان اقامه شده و هركدام از اين دو قاعده بهطور جداگانه در كتب فلسفى مورد بحث قرار گرفتهاند؛ چنانكه حاج ملاّ هادى سبزوارى به صورت نظم در اين باب گفته است:
و كلّما جّرد عاقل كما تجرّد العاقل أيضا حتما
سپس به توضيح اين مطلب پرداخته كه قاعدۀ دوم عكس قاعدۀ اول نيست و هركدام از اين دو قاعده برهان جداگانهاى دارند؛ چنانكه مىگويد:
كلّ مجرّد عاقل كما أنّ كلّ عاقل مجرّد لا من باب إنعكاس الموجبة الكلّية كنفسها، بل من باب مبرهنّية كلّ من القاعدتين عليحّده ١.
[١] شرح منظومه. ص ١٥٧.