قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٧ - موارد جريان قاعده
بر خسيس، بالفعل را بر بالقوه، صورت را بر ماده، صدق را بر كذب مقدم مىداند و معتقد است كه در عالم كون و فساد اگرچه موجود اخس به حسب زمان بر موجود اشرف مقدم است، مانند نطفه كه بر حيوان مقدم است و بيضه كه از نظر زمان قبل از مرغ است، ولى در واقع موجود اشرف به حسب وجود و ايجاد پيش از موجود اخس است. هرگاه ترتيب ذاتى و نظام آفرينش اشياء مورد بررسى قرار گيرد، معلوم مىشود كه همواره وجوب بر امكان، فصل بر جنس، وحدت بر كثرت، اتصال بر انفصال، خير بر شر و وجود بر عدم مقدم است. به اين ترتيب مىتوان ادعا نمود كه قاعدۀ امكان اشرف در غايات وجوديه اشيا به معناى مزبور نيز جارى مىشود و مورد جريان آن در انحصار عالم عقول نيست؛ بلكه مفاد آن، چنانكه گذشت، اين است كه ممكن اشرف در تمام مراحل وجود بر ممكن اخس مقدم است و هرگاه ممكن اخس موجود باشد، بالضروره پيش از آن ممكن اشرف موجود خواهد بود.
با توجه به موارد جريان قاعدۀ امكان اشرف معلوم مىشود كه نقش آن در اثبات بسيارى از مسائل فلسفى شايان اهميت فراوان است و نمىتوان آن را ناديده انگاشت.
چنانكه ملاصدرا به اهميت قاعده و فوايد بسيار آن اشاره كرده و گفته است:
هذا اصل شريف برهانى، عظيم جدواه، كريم مؤدّاه، كثير فوائده، متوفّر منافعه، جليل خيراته و بركاته، و قد نفعنا اللّه به نفعا كثيرا بحمد اللّه و حسن توفيقه ١.
اين قاعده در لوح سوم از رساله الواح عماديۀ سهروردى مورد بحث قرار گرفته و با نثر زيباى آن زمان چنين تقرير شده است:
قاعده-و چون ممكن خسيس موجود شده است، واجب كند كه ممكن اشرف پيش از او حاصل باشد. زيرا كه واجب الوجود اگر به جهت وحدانى اقتضاى اخس كند و اشرف را رها كند، پس چون فرض كنيم كه ممكن اشرف حاصل شد، استدعا كند كه از جهتى حاصل شود كه آن از واجب الوجود شريفتر باشد و اين شريف شايد كه ايجاد چيزى كند از او شريفتر باشد، پس از واجب الوجود، ممكن شريف حاصل شد و به واسطه او ممكن خسيس موجود شد.
و وجود تمامتر و كاملتر از اين كه هست محال است كه باشد. چنانكه در تنزيل آمده: «صُنْعَ اَللّٰهِ اَلَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ ٢» اشارت است به نظام محكم. آيتى ديگر
[١] همان. ص ٢٤٤.
[٢] سورۀ ٢٧(النمل) . آيۀ ٩٠.