قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٩٣ - محرك اول هم علت فاعلى است و هم علت غايى
و معتقد است روش وى در اين باب به اهل تحقيق نمىماند. چنانكه مىگويد:
ميرفندرسكى برخلاف ساير اهل تحقيق اين مبحث را طرح نموده است.
نكتۀ قابل توجه اين است كه ميرفندرسكى در فصل پنجم اين رساله، كه آخرين فصل آن است، قول به مثل افلاطونى را به شدت انكار كرده و اعتقاد به وجود آن را زائد و بيهوده دانسته است؛ چنانكه مىگويد:
فإذن القول بالمثل الأفلاطونيّة فضل لا يحتاج إليها الموجودات ١.
از طرف ديگر قصيدۀ معروف وى كه به زبان شيرين فارسى به رشتۀ نظم درآمده اعتقاد راسخ او را به وجود مثل افلاطونى نشان مىدهد، چنانكه مىگويد:
چرخ با اين اختران، نغز و خوش و زيباستى صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى
صورت زيرين اگر با نردبان معرفت بر رود بالا همى با اصل خود يكتاستى
در نيابد اين سخن را هيچ فهم ظاهرى گر ابو نصر استى و گر بو على سيناستى
در اين صورت آيا سخن وى در اين رساله، موجب ضعف انتساب اين قصيده به وى نمىگردد؟ پاسخ اين پرسش مثبت است؛ مگر اينكه يك دگرگونى شديد فكرى را به وى نسبت دهيم.
[١] همان. ص ٨٧.