قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٩٩ - امام فخر رازى و ابطال دور
قاعده استفاده كرده و به بطلان دور و تسلسل جهت اثبات وجود واجب استدلال نموده است. چنانكه مىگويد:
و إنّ الأمور الممكنة الوجود لا يجوز بأن تترقّى فى العلّيّة و المعلوليّة إلى ما لا نهاية له و لا أن يكون دور بل ينتهى إلى أمر واجب الوجود بذاته هو الموجود الأوّل و إنّ الواجب الوجود متى فرض غير موجود لزم منه المحال و إنّه هو السّبب الأوّل لوجود ساير الموجودات. . . ١.
شيخ ابو على سينا فصلى از نجات را به بحث از قاعدۀ بطلان دور اختصاص داده و خاطرنشان مىكند كه اگر سلسلۀ علت و معلول را بهگونهاى كه مستلزم دور مىشود، فرض نماييم، لازم مىآيد كه هركدام از آحاد سلسله، هم علت وجود خود باشند و هم معلوم وجود خود. و استحالۀ اين مطلب به روشنى ثابت است. زيرا اگر چيزى را علت وجود خود آن چيز فرض نماييم، به حكم اينكه علت هميشه بر معلول مقدم است، «تقدم شىء بر نفس» لازم مىآيد، چنانكه اگر شىء را معلول وجود خود آن شىء فرض نماييم، به حكم اينكه معلول هميشه از علت مؤخّر است، «تأخّر وجود شى عن نفسه» لازم مىآيد و اين هردو محذور يعنى «تقدّم شىء بر نفس» و «تأخّر وجود شىء عن نفسه» به ضرورت عقل محال و باطل است.
بيشتر حكما و متكلمين پس از ابن سينا محذور لزوم دور را همان محذور «تقدّم شىء بر نفس» و «تأخّر شىء عن نفسه» ذكر كردهاند و سخن تازهاى علاوه بر آنچه ابن سينا در اين باب مطرح كرده، نياوردهاند.
ابن سينا پس از اينكه سلسله علت و معلول را به آنگونه كه مستلزم دور باشد، محال مىداند چنين مىگويد:
و يخصّها أنّ كلّ واحد منها يكون علّة لوجود نفسه و معلولا لوجود نفسه و يكون حاصل الوجود عن شىء إنّما يحصل بعد حصوله بالذّات و ما توقّف وجوده على وجود ما لا يوجد إلاّ وجوده البعديّة الذّاتية فهو محال الوجود. . . ٢.
امام فخر رازى و ابطال دور
امام فخر رازى فصلى از مباحث المشرقيه را به بحث از ابطال دور اختصاص داده و در آغاز بحث، دور را چنين تعريف مىكند:
[١] رساله دعاوى القلبيه. ص ٢-٣.
[٢] النجاة. ص ٣٨٥.