قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨ - پيشگفتار
است:
إنّ الكلام لفى الفؤاد و إنّما جعل اللسان على الفؤاد دليلا ١
در باب معنى «كلمه» از ديدگاههاى مختلف، سخن بسيار گفته شده تا جايى كه برخى معنى «كلمه» را با «وجود منبسط» و «فيض مقدس رحمانى» يا حتى «فيض اقدس» مساوق دانستهاند. براى استعمال لغت «كلمه» در مورد اينگونه معانى، موارد بسيارى را از روايات و آيات شريفۀ قرآن و همچنين كتب عهد عتيق مىتوان شاهد آورد. در برخى احاديث آمده كه ائمه اطهار (ع) خودشان را «كلمات تام» خداوند خواندهاند. اين جمله از قول معصوم (ع) نقل شده: «نحن الكلمات اللّه التّامات» . مطابق نص صريح قرآن نخستين تلقى آدم ابو البشر از پروردگار خويش در حقيقت «كلمه» آمده «فَتَلَقّٰى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمٰاتٍ ٢» . همانگونه كه ظهور حضرت روح اللّه در جلوۀ مسيح با عنوان «كلمه» بيان شده است «بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اِسْمُهُ اَلْمَسِيحُ ٣» . مقصود ما در اينجا بيان معنى «كلمه» از نظر تكوينى كه مفهوم از كلمۀ «كن» وجودى است، نمىباشد. بلكه آنچه موردنظر است، بررسى معنى كلمه در ارتباط با انديشه و ادراك آدمى است. «كلمه» و ادراك آنچنان به يكديگر پيوستهاند كه بررسى هركدام از آنها بدون ديگرى اگر بگوييم امكانپذير نيست، در غايت اشكال و نهايت صعوبت است.
مبحث ادراك يا جهان ذهن، يكى از مهمترين مسائلى است كه از ديرباز مورد توجه و گفتوگوى متفكرين قرار گرفته و در اين باب از ديدگاههاى مختلف، نظريات متفاوتى ابراز شده است. گروهى از متفكرين، در اين باب راه افراط پيمودهاند و عالم هستى را منحصر به جهان ذهن و ادراك دانستهاند. اين گروه جمعيتى از دانشمندان يونان معاصر با سقراط بودهاند كه بعدها در تاريخ فلسفه به نام «سوفسطاييان» ناميده شدند. گرگياس يكى از سوفسطاييان معروف مىگفت: «انسان ميزان همهچيز است» .
باركلى فيلسوف تجربى انگلستان با الهام گرفتن از فلسفۀ تجربى لاك و فيلسوفانى مانند مالبرانش و پيربيل، كه خود از شكاكان بوده، به اين نتيجه رسيد كه واقعيت ماده يا به تعبير ديگر جهان مادى وجود ندارد؛ و وجود اشيا همان مدرك شدن آنها در ذهن انسان است.
[١] حقيقت سخن در دل انسان جاى دارد و آنچه بر زبان جارى مىگردد، فقط راهنمايى بر آن حقيقت است.
[٢] سورۀ ٢(بقره) . آيه ٣٧.
[٣] سورۀ ٣(آل عمران) . آيه ٤٥.