قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٦٩ - آيا اين قاعده منافى عموم قدرت حق تعالى است؟
المنشور و النّور. . . ١.
مخفى نماند نزاع فيمابين فلاسفه و عرفا در باب صادر اول كه گروه نخست آن را عقل اول و گروه دوم آن را وجود منبسط مىدانند، يك نزاع لفظى نيست؛ بلكه بين اين دو نظر در مورد بسيارى از مسائل تفاوت بسيار است.
منكرين قاعده
در ميان گروهى از متكلمين كه قاعدۀ «الواحد لا يصدر عنه إلاّ الواحد» را انكار كردهاند، دو تن از همه معروفترند. آن دو تن عبارتند از: امام فخر رازى و ابو حامد امام محمد غزالى كه از چهرههاى درخشان علم كلام بهشمار مىآيند. اين دو متكلم نامدار تا آنجا كه در توان داشتهاند، براى تباهكردن قاعدۀ «الواحد» كوشيدهاند. امام فخر رازى در بيشتر آثار خود اين قاعده را مطرح كرده و طرفداران آن را مورد حمله و انتقاد شديد قرار داده است. امام غزالى نيز در تهافت الفلاسفه فيلسوفان را در باب اعتقاد به اين قاعده نكوهش كرده و از يك نوع دشنام و بدگويى نسبت به آنان خوددارى نكرده است. وى سخن حكما را در اين باب به تاريكىهاى متراكم مانند كرده و آن را يك ادعاى بدون دليل خوانده است. اعتقاد به اين قاعده از نظر غزالى به اندازهاى بىپايه و بىاساس است كه هرگاه كسى آن را به عنوان يك رؤيا براى مردم حكايت نمايد، دليلى براى سوء مزاج خويش ارائه كرده است. عبارت وى در اين باب بدينگونه است:
قلنا ما ذكرتموه تحكّمات و هى على التّحقيق ظلمات فوق ظلمات لو حكاها الانسان عن منام رأها لاستدل به على سوء مزاجه؛ و لو أورد جنسه فى الفقهيّات الّتى قصارى المطلب فيها تخمينات لقيل إنّه ترّهات لا يفيد غلبات الظّنون ٢.
براى آشنايان به مسائل عقلى پوشيده نيست كه غزالى در مقام رد فلسفه تفلسف كرده و هنگامى كه فلاسفه را مورد انتقاد قرار مىدهد، خود متفلسفى بيش نيست. وى براى اثبات پريشانى در سخن حكما به پريشانگويى دچار گشته و هنگامى كه آنان را به تناقضگويى متهم مىنمايد، به نحو آشكارى گرفتار تناقض مىشود.
آيا اين قاعده منافى عموم قدرت حق تعالى است؟
بيشتر كسانى كه قاعدۀ «الواحد» را انكار كردهاند، چنين پنداشتهاند كه اين قاعده با
[١] همانجا.
[٢] تهافت الفلاسفه، ص ١٣٢.