قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٧٥ - تقرير برهان
كلّ حادث مسبوق بالمادّة
پيش از هرموجودى كه در صحنۀ پهناور هستى و ميدان گستردۀ زمان، خودنمايى كند، مادهاى وجود خواهد داشت كه آن ماده حامل امكان آن موجود است. اگر اين قضيه صادق باشد، چنانكه براهين بسيار محكم، مطابقت آن را با واقع تأييد مىكنند، عكس نقيض آن نيز صادق است كه گفته شود اگر مادهاى كه حامل قوّۀ شىء است، پيش از آن شىء موجود نباشد، هيچ شيئى در جهان پاى به منصۀ ظهور نخواهد گذاشت و عالم همچنان در كتم عدم يا مرحلۀ كمون باقى خواهد ماند.
يادآورى اين نكته لازم است كه مقصود از كلمۀ حادث در اين قاعده، حادث زمانى است نه فقط حادث ذاتى، كه سبق امكان ذاتى، آن را كفايت مىكند. بنابراين، موضوع بحث در اين قاعده، موجودات مادى و حوادث زمانى خواهند بود و مجردات محضه كه شئون ربوبى هستند از دايرۀ اين مبحث خارجاند.
اين قاعده نيز مانند ساير قواعد منشأ آثار بسيارى است و مسائل گوناگونى بر آن مترتب مىشود؛ كه از جملۀ آن يكى مسئلۀ تقسيم صحيح موجود به دو قسم «بالفعل» و «بالقوّه» است؛ و ديگرى مسئلۀ مهم و اساسى اتحادى بودن تركيب ماده و صورت است، در مقابل قول به انضمامى بودن آن، كه عدهاى طرفدار آنند.
تقرير برهان
برهانى كه معمولا براى اثبات اين قاعده اقامه مىنمايند، بهاينترتيب است كه گفته مىشود: هر موجودى كه در اين جهان حادث مىشود، هميشه جاى طرح اين سؤال باقى است كه آيا پيش از اينكه موجود شود فى نفسه ممكن است كه موجود شود يا اينكه محال است وجود پيدا كند.
در مورد شق دوم، كه وجود پيداكردن آن فى نفسه محال باشد، بايد گفت هرگز