قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٣٩ - كل كائن فاسد
كلّ كائن فاسد
در باب حرف «الف» و حرف «ث» اين رساله، دو قاعده مورد بحث و گفتوگو قرار گرفت كه به ترتيب عبارتند از:
١. كلّ أزلى لا يمكن أن يفسد.
٢. ما ثبت قدمه إمتنع عدمه.
مقتضاى اين دو قاعده، كه هركدام با براهين محكم به ثبوت رسيدهاند، اين است كه هرموجودى كه قديم و ازلى است، هرگز فساد نمىپذيرد و نيستى را به سوى آن راهى نيست. عكس نقيض يا نزديكترين شىء به عكس نقيض اين دو قاعده اين است كه «هر موجود حادث، سرانجام معدوم مىگردد» و اين همان معنايى است كه حكما به صورت يك قاعده گفتهاند: «كلّ كائن فاسد» .
مقصود از كلمۀ كائن، موجودى است كه با يك سلسله فعل و انفعالات مادى در جهان حادث گردد؛ زيرا مطابق اصطلاح مخصوص حكما، كه براساس يك نوع تقسيم و طبقهبندى بين موجودات به وجود آمده «كائنات و مكوّنات» عبارتند از موجودات مادى و در مقابل مكوّنات، مخترعات و مبدعات قرار گرفتهاند كه از مرحلۀ ماديات محضه برترند. مخترعات عبارتند از موجوداتى كه نه مادى محضاند و نه مجرّد كامل؛ بلكه از پارهاى جهات مجردند؛ چون داراى خصوصيات زمان و مكان و ثقل نيستند، اگرچه از برخى جهات به مرحلۀ تجرد كامل نرسيدهاند، چون از جهت مقدار و اندزه مجرد نيستند؛ مانند صور برزخيه كه در جهان پهناور انديشۀ انسان، كه آن را عالم مثال متصل مىگويد، يا عالم مثال مطلق، كه آن را مثال منفصل مىگويند، وجود دارند و در برخى حالات مانند رويا و غيره به نحو بارزى خودنمايى مىكنند. «مبدعات» عبارتند از موجوداتى كه مجرد محضاند و هيچگونه اثرى از آثار ماده در آنها پيدا نمىشود، مانند