قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٤٢ - قاضى عضد الّدين ايجى
بهطور مبسوط مورد بحث قرار داده و مىگويد: ماهيت مادام كه تعيّن نيافته، برحسب مقام ذات قابل اشتراك و صدق بر كثيرين است. ولى هنگامى كه مانند زيد مثلا در خارج، تعيّن و تشخّص يابد، بههيچوجه فرض اشتراك و صدق بر كثيرين در آن امكانپذير نخواهد بود.
از اينجا مىتوان دريافت كه تشخّص غير ماهيت است. زيرا ماهيت كه در مقام ذات قابل صدق بر كثيرين است با يافتن تشخص اين خاصيت را از دست مىدهد. سپس اقوال مختلف متكلمين را دربارۀ ثبوتى بودن يا عدمى بودن تعيّن نقل مىكند و سرانجام آن را يك امر ثبوتى مىداند كه هيچ عاقلى در وجود خارجى آن ترديد به خود راه نمىدهد ١.
وى، انسان موجود در خارج مانند زيد را مركب از ماهيت و تشخّص مىداند كه اين تركّب فقط در عالم ذهن موجود است و در جهان خارج هرگز اثرى از اينگونه تركيب پيدا نيست. براى توضيح بيشتر اضافه مىكند كه نسبت ماهيات به مشخّصات خارجى همواره نسبت اجناس به فصول مىباشد؛ يعنى همانطورى كه جنس در عالم عقل داراى ابهامى است كه بهواسطۀ آن ابهام قابل صدق بر ماهيات نوعيۀ متعدد مىباشد و نسبت به هيچيك از ماهيات نوعيه تعيّن نمىپذيرد مگر اينكه فصل مميّز به آن ضميمه گردد؛ هركدام از ماهيات نوعيه نيز قابل صدق بر افراد و هويات متعدد مىباشند و نسبت به هيچيك از آن افراد تعين نمىپذيرند مگر اينكه مشخّص يا مشخّصاتى به آن ضميمه گردد. و همانطور كه جنس و فصل در خارج، از حيث وجود و ذات، با يكديگر متحدند و تمايز ميان آنها فقط در عالم ذهن است، ماهيات نوعيه و مشخّصات خارجى در جهان خارج از حيث وجود با يكديگر متحدند و تمايز ميان آنها فقط در عالم ذهن جلوهگر است. زيرا آنچه در خارج موجود است، مانند زيد يا هرفرد ديگر، يك موجود است كه داراى يك هويّت مشخّص است و با هيچ وسيلهاى نمىشود آن را به دو نيم، كه عبارتند از ماهيت انسان و تشخّص خارجى، تقسيم نمود؛ ولى هنگامى كه در جهان پهناور ذهن وارد مىشود، عقل قادر است كه آن را به يك ماهيت و يك سلسله مشخّصات از يكديگر جدا تحليل نمايد. چنانكه ماهيت نوعيه را به يك جنس و يك فصل بهطور متمايز از يكديگر، تحليل مىكند ٢.
[١] شرح مواقف. ج ١. ص ٣٦٨.
[٢] همانجا.