قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٤٥ - تخلف المعلول عن العلة التامة محال
تخلّف المعلول عن العلّة التّامة محال
استحالۀ تخلّف معلول از علت تامه، از جمله مطالبى است كه در تفكر فلسفى نقش بسيار عمده و اساسى را به عهده دارد، و مىتوان آن را زيربناى بسيارى از مسائل بلكه جميع مسائل فلسفى دانست. زيرا اگر تخلّف معلول از علت جايز باشد، قانون خللناپذير عليت با شكست مواجه شده و اساس تفكر فلسفى بلكه زندگى روزمرۀ بشر دچار وقفه خواهد شد. و اين از آن جهت است كه نهتنها تفكر فلسفى و علمى بشر، بلكه جريان زندگى عادى و معمولى وى بر قانون عليت استوار بوده و اميد وصول به نتيجه و دريافت پاداش است كه بشر را به كوشش خستگىناپذير وامىدارد.
گر نبودى ميل و اميد ثمر كى نشاندى باغبان بيخ شجر ١
اين اميد به حصول نتيجۀ پس از عمل كه در نهاد آدميان نهفته است، از آثار اعتقاد به قانون عليت است كه آن نيز با روان بشر در آميخته است. و در تاريخ تفكر بشر و انديشههاى پرپيچ و خم وى تاكنون شنيده نشده كسى تخلّف معلول از علت را روا دانسته و منكر قانون عليت شده باشد، تا جايى كه برخى آنرا در حيوانات نيز موجود مىدانند و عمل حيوانات را نمايشگر وجود قانون عليت در نهاد آنها مىپندارند.
چنانكه برخى از نويسندگان غربى گفتهاند:
قانون عليت ابتدا در حيوانات به صورت تداعى معانى ظاهر شده است. به اين جهت هرحيوانى وقتى از مكانى رنج ديد، ديگر به آنجا نمىرود و يا غذايى پيدا كرد دوباره به آنجا مىرود. ولى اين تداعى معانى در بشر به صورت كشف عظيم قانون عليت درآمد ٢.
اما آنچه هيوم، فيلسوف معروف اروپايى، در باب انكار قانون عليت گفته است، ظاهرا
[١] مولانا جلال الدين محمد. مثنوى.
[٢] فيزيك و فلسفه، ص ٦١.