قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٤٦ - وجه تسمي١٧٢٨ ماهيت
السّؤال هو الحيوان النّاطق؛ فالحيوان النّاطق هو الماهيّة لزيد و عمرو. . . ١.
حاج ملاّ هادى سبزوارى نيز ماهيت را عبارت مىداند از چيزى كه در جواب ما هو گفته مىشود؛ يا به عبارت ديگر، پاسخ پرسش از گوهر شىء را ماهيت مىداند، چنانكه مىگويد:
ما قيل فى جواب ما الحقيقة ماهيّة و الذّات و الحقيقة
و در مقام شرح اين بيت چنين مىگويد:
و بالفارسيّة ماهيت پاسخ پرسش از گوهر شىء است و شرح اسم پاسخ پرسش نخستين است ٢.
امام فخر رازى اصل «الماهيّة من حيث هى ليست إلاّ هى» را مورد بحث قرار داده و براى اثبات آن استدلال نموده است. بهاينترتيب كه مثلا فرسيت، كه خود يكى از ماهيات است، در حد ذات خويش جز فرسيت چيز ديگرى نيست، و آنچه از كلمۀ واحد مثلا فهميده مىشود با آنچه از كلمۀ فرس مفهوم مىگردد، هرگز يكى نيست؛ زيرا اگر مفهوم از اين دو كلمه يك چيز باشد، لازم مىآيد كه فرس پيوسته واحد باشد؛ در حالى كه چنين نيست و فرس به نعت كثير نيز با مفهوم فرس متفاوت است؛ زيرا اگر مفهوم كثير با مفهوم فرس يك چيز باشد، لازم مىآيد كه فرس پيوسته كثير باشد؛ در حالى كه چنين نيست و فرس به نعت واحد نيز متصف مىگردد. بنابراين ماهيت فرس در مقام ذات نه واحد است و نه كثير؛ بلكه صفات واحد و كثير دو صفتى هستند كه نسبت به ذات فرس يا هرماهيت ديگر بيگانه مىباشند. ولى برحسب اقتضاى اشياء در موارد مختلف به ماهيت فرس يا هرماهيت ديگر منضم مىگردند و بهاينترتيب ماهيات با صفات مختلف ظاهر مىگردند، چنانكه مىگويد:
(إعلم) أنّ لكلّ شىء حقيقة هو بها هو؛ و تلك الحقيقة مغايرة لجميع صفاتها لازمة كانت أو مفارقة؛ فالفرسيّة من حيث هى فرسيّة ليست فى نفسها شيئا إلاّ الفرسيّة و هى فى نفسها لا واحدة و لا كثيرة و لا موجودة و لا معدومة؛ على أن يكون كلّ ذلك داخلا فى مفهوم الفرسيّة بل هى من حيث انّها فرسيّة ليست إلاّ الفرسيّة. فالواحديّة صفة مضمومة إلى الفرسيّة؛ فتكون الفرسيّة معها واحدة و أيضا فهى من حيث انّها تطابق أمورا كثيرة تجدها عامّة و الفرسيّة فى نفسها
[١] مطالع الانوار، (در حاشيۀ شرح مواقف) ج ١، ص ١٣٠.
[٢] شرح منظومه. بخش فلسفه، ص ٩٢.