قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٢٥ - تحصيل الحاصل محال
ولى خود او از بين نمىرود و دوباره زندگى را از سر مىگيرد. به اين جهت اينان معتقدند كه مردم بايد تا آنجا كه بتوانند زندگى پرهيزكارانه و با ديانتى در پيش گيرند. . .
حال چون روح نمردنى است و مكرّر زندگى را از سر مىگيرد، چيزهاى بسيارى را در اين دنيا و در آن دنيا مىبيند و تجربه مىكند و ازاينرو عجب نيست اگر دربارۀ تقوى و چيزهاى ديگر بتواند مطالبى را به ياد آورد كه در زندگى گذشتۀ خود ديده و درك كرده است. در طبيعت، بهطورى كه مىدانى، هرعضوى با عضو ديگر بستگى دارد و چون روح هم به هرچيزى آشناست، از اينرو مانعى نيست كه همينكه انسان چيزى را به ياد آورد-و اين همان است كه مردم «ياد گرفتن» مىگويند-همۀ مطالب ديگر را نيز به ياد بياورد. البته كسى قادر به اين امر خواهد بود كه شجاع باشد و از جستوجو خسته نگردد.
خلاصۀ كلام، مطلب اين است كه ياد گرفتن و تحقيق چيزى نيست جز به ياد آوردن. بنابراين هرگز نبايد به دنبال جملهاى كه تو گفتى برويم.
منون-سقراط اينكه «ياد گرفتن» چيزى جز به ياد آوردن نيست آيا مىتوانى آن را ثابت كنى و به من نيز ياد بدهى؟
سقراط-منون، تو حيلهگر عجيبى هستى! بازهم از من مىخواهى كه آن را به تو ياد بدهم، در صورتى كه لحظهاى پيش گفتم كه «ياد دادن وجود ندارد» بلكه همهچيز بهيادآوردنى است، منظور تو اين است كه مرا دچار تناقض سازى؟ ١.
اين گفتوگو بين سقراط و منون تا آخر كتاب ادامه دارد و سرانجام نظريۀ معروف افلاطون در اين باب، كه تعلّم جز تذكّر چيز ديگرى نيست، به اثبات مىرسد و چنانكه در اوائل اين مبحث يادآور شديم، مشكل افلاطون اين بوده است كه چيزهايى كه براى بشر معلوم است، تحصيل آنها ممكن نيست. زيرا تحصيل حاصل است. و چيزهايى كه براى بشر از هرجهت مجهول است، توجه به آنها و تحصيل آنها غيرممكن است. زيرا توجه به مجهول مطلق از نظر عقل محال است. و اين همان دو قاعدهاى است كه در اينجا مورد بحث قرار گرفته است.
اين مشكل كه از ناحيۀ توجه به اين دو قاعده به وجود آمده براى ساير فلاسفه و متفكرين نيز مطرح شده است و هركدام به نحوى در دفع آن كوشيده و راهحلى را ارائه نمودهاند.
[١] همان. ص ٣٧.