قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٨١ - صدر المتألهين و قاعده
موجود و معدوم نيست تا در مقام دفع آن گفته شود اين تكرار نسبت كه ماهيت اضافه را تشكيل مىدهد در عقل است نه در خارج. بنابراين، اگر يكى از طرفين اضافه در خارج موجود نباشد، اشكالى پيش نمىآيد، چنانكه ملاّصدرا اينگونه در مقام حل اشكال برآمده است، بلكه منشأ اساسى اشكال اين است كه اگر در ماده، كه حامل استعداد موجود آينده است، نسبتى موجود است اين نسبت در خارج موجود است و چون نحوۀ وجود آن نحوۀ وجود رابط است، قهرا قائم به وجود طرفين است. در اين هنگام چون يكى از طرفين نسبت، كه همان صورت آينده است، موجود نيست، اين مشكل مطرح مىشود كه نسبت، بدون موجود بودن طرفين آن چگونه تحقق مىپذيرد؟
براى پاسخ به اين اشكال، مرحوم علاّمه طباطبايى طريق ديگرى پيموده است. وى امكان مورد بحث را امرى موجود در خارج مىداند كه قائم به محل است و آن را با موجود حادث در آينده مرتبط مىسازد و آنچه دو موجود را با يكديگر مرتبط مىسازد، چيزى جز وجود رابط نيست.
اكنون با توجه به تحقق وجود رابط در خارج كه قهرا مقتضى طرفين است، و با توجه به اينكه موجود حادث كه طرف دوم قضيه است، هنوز به وقوع نپيوسته است؛ نتيجه چنين مىشود كه طرف دوم قضيه، يعنى موجود حادث با موجود اول كه محل است، موجود است؛ ولى همۀ آثار وجود خارجى بر آن مترتب نيست. اين امر در حقيقت، نوعى اندماج است كه مرتبهاى از موجود با وصف عدم ترتب آثار، در مرتبهاى ديگر با وصف ترتب آثار مندمج باشد.
اشكالى كه بر سخن مرحوم استاد علاّمه وارد است، اين است كه گفته مىشود چگونه ممكن است موجودى در خارج تحقق يابد، ولى آثار خارجى بر آن مترتب نباشد؟ براى اين پرسش پاسخى وجود ندارد. زيرا موجود بودن در خارج، معنايى جز منشأ آثار بودن ندارد، بهطورى كه تفكيك آثار خارجى از موجود خارجى همان چيزى است كه براى نشان دادن وجود ذهنى به كار مىرود. بنابراين تصور معنى اندماج و اينكه مرتبهاى از موجود خارجى بدون ترتب آثار در مرتبهاى ديگر با ترتب آثار موجود است، بسيار مشكل به نظر مىرسد.
حاج ملاّ هادى سبزوارى نيز، كه پيرو مكتب صدر المتألّهين است، امكان استعدادى را مورد بحث قرار داده و تفاوتهاى آن را با امكان ذاتى برشمرده است و چنانكه