قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٣٧ - صدر المتألهين و قاعده
سخن مولى حسن چلبى در مورد اينكه مفاهيم عامّه از امور اعتبارى نفس الامرى مىباشند نه اعتبارى فرضى، در غايت استحكام و متانت است. زيرا اينگونه مفاهيم اگرچه در ذهن اعتبار مىشوند، ولى پيوسته از واقعيات نفس الامرى حكايت مىنمايند.
بههمين جهت است كه آنها را اوصاف عقليه مىنامند. براى اينكه معناى اعتبارات نفس الامرى و تفاوت آنها با اعتبارات فرضى معلوم شود، بهتر است عقيدۀ حكما در باب جنس و فصل و تفاوت آنها با ماده و صورت مورد توجه قرار گيرد.
حكما تفاوت ميان جنس و فصل و ماده و صورت را فقط در اعتبار بشرط لا و لا بشرط بودن دانستهاند. يعنى اگر ماده و صورت، لا بشرط از حمل اعتبار شوند، آنها را جنس و فصل مىگويند. ولى اگر جنس و فصل بشرط لا از حمل اعتبار گردند، آنها را ماده و صورت عقلى مىنامند. پرواضح است كه مقصود حكما از اعتبار بشرط لا و لا بشرط در باب تفاوت ميان ماده و صورت و جنس و فصل فقط يك نوع اعتبار فرضى نيست كه ذهن خلاق آدمى برحسب ميل شخصى آن را بيافريند، بلكه مقصود حكما در اين باب يك نوع اعتبار نفس الامرى است كه همواره از يك واقعيت حكايت مىكند، بهطورى كه ذهن خلاق انسان هرگز قادر نيست بنا به ميل شخصى خويش كوچكترين تغييرى در آن بهوجود آورد. زيرا اينگونه اعتبار يك واقعيت نفس الامرى است و تغيير واقعيت در نفس الامر هرگز بنا به ميل شخصى انسان انجام نمىگيرد. بنابراين، اينگونه اعتبارات هميشه از يك نوع ضرورت عقلى سرچشمه مىگيرد كه ذهن انسان را از پذيرفتن آن گريزى نيست.
با توجه به آنچه در باب اعتبارى بودن تفاوت ميان جنس و فصل و ماده و صورت ذكر شد، معناى اعتبارى بودن مفاهيم عامّه بهروشنى معلوم مىگردد و بهاينترتيب كليۀ مفاهيم عامه عبارتند از يك سلسله معانى اعتبارى كه با موازين عقلى بر بنيان محكم و اساس مستحكم استوار مىباشند؛ بدون اينكه با خواستههاى اشخاص و سليقههاى افراد هرلحظه ديگرگونى پذيرند.
صدر المتألّهين و قاعده
صدر المتألّهين تحت عنوان قاعدۀ اشراقيه وضع اين قاعده را به شيخ اشراق شهاب الدّين سهروردى منسوب كرده و به تفصيل آن را مورد بحث قرار داده است. وى پس از تقرير و تأييد اين قاعده به ذكر امورى پرداخته كه بنيان قاعده را از جهت شمول آن نسبت به همۀ