قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٧٦ - تقرير برهان
نمىتواند موجود شود و همچنان در كتم عدم باقى خواهد ماند.
اما در مورد شق اول، كه وجود پيداكردن آن فى نفسه ممكن باشد، باز هم جاى طرح اين سؤال باقى است كه آيا اين امكان وجود، خود موجود است يا معدوم؟
شق دوم را كه امكان وجود حادث، پيش از آن معدوم باشد، نمىتوان پذيرفت. زيرا در آن صورت امكان وجود شدن از آن سلب مىگردد و هرگز حادث نخواهد شد.
بنابراين، صحت شق اول قطعى و متعيّن مىگردد كه امكان موجود شدن هرموجود حادث پيش از آن موجود است.
در اينجا باز هم اين سؤال. مطرح مىشود كه آيا اين امكان موجود در خارج، قائم به موضوع است يا قائم به موضوع نيست. شق دوم را كه قائم به موضوع نيست، نمىتوان پذيرفت؛ زيرا موجودى كه در خارج قائم به موضوع نباشد، جوهرى است داراى وجود خاص كه هيچگونه اضافه و نسبت در ذات آن نهفته نيست. در حالى كه امكان وجود حادث پيش از آن موجودى است كه در ذاتش حالت اضافه به موجود حادث نهفته است.
بنابراين، امكان وجود حادث از مقولۀ جوهر نيست كه در موضوع نباشد. بلكه موجودى است در موضوع كه آن را قوۀ وجود مىنامند. اكنون اين قوۀ وجود كه حيثيت ذاتش اضافه و نسبت است، به يك موضوع كه آن را «حامل قوّه» مىخوانند، نيازمند است و آن موضوع حامل قوّه همان ماده يا هيولا است كه هرموجود حادث مسبوق به آن خواهد بود. درنتيجه، بهطور كلى صحيح است كه گفته شود؛ «كلّ حادث مسبوق بالمادّة» . اين برهان با اندكى اختلاف تعبير، در كتب معروف بو على سينا و صدر المتألّهين تقرير شده است.
نخستين فيلسوف اسلامى كه از اين قاعده به تفصيل بحث كرده و در اين باب داد سخن داده است، شيخ الرّئيس ابو على سينا است ١.
فلاسفۀ بعد از وى در اين باب كموبيش سخن ايشان را تكرار كردهاند. ابن سينا قاعده را به اين صورت مطرح كرده است:
كلّ حادث زمانى فهو مسبوق بالمادّة لا محالة و نحن نقول أنّه لا يمكن أن يحدث ما لم يتقدّمه وجود القابل و هو المادّة. و لنبرهن على هذا، فنقول إنّ كلّ كائن فيحتاج أن يكون قبل كونه ممكن الوجود فى نفسه فإنّه إن كان ممتنع الوجود
[١] النجاة. ص ٣٥٦.