قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٤٥ - آيا سخن ابن سينا در اين باب متناقض است؟
إفتقار واجب الوجود الّذى هو جزء من المجموع إلى الغير ١.
صدر المتألّهين نيز در كتاب كبير خود اسفار اربعه اين اشكال را به عنوان يك اشكال معروف مورد بحث و بررسى قرار داده، ولى چنانكه گذشت، اين اشكال فقط در مورد برهان خلف مىتواند مصداق پيدا كند و آن را از اعتبار ساقط نمايد؛ اما برهان ديگرى كه ملاّصدرا براى اثبات قاعده اقامه نموده است، همچنان محكم و بدون معارض به قوت خود باقى مىماند.
آيا سخنان ابن سينا در اين باب متناقض است؟
شيخ الرئيس ابو على سينا، از جملۀ نخستين فيلسوفانى است كه براى اثبات قاعدۀ «واجب الوجود بالذّات واجب الوجود من جميع الجهات» فصل مخصوصى در كتاب خويش منعقد كرده و، چنانكه در سابق گذشت، به برهان معروف خلف در اين باب تمسك نموده است. بنابراين از نظر ابن سينا مفاد اين قاعده سخت معتبر است و هيچگونه جهت امكانى در عالم ربوبى و شئون واجبى يافت نمىشود. ولى از طرف ديگر مشاهده مىكنيم ابن سينا در كمال گستاخى از اينكه ذات واجب الوجود را توأم با يك نوع اضافۀ امكانى اعتبار كند، باكى ندارد و مانعى در بين نمىبيند. وى اين مسئله را در معروفترين كتاب خويش مطرح كرده و در كمال وضوح به اين مطلب تصريح كرده است، چنانكه مىگويد:
و لا نبالى بأن يكون ذاته مأخوذة مع إضافة ما ممكنة الوجود فإنّها من حيث هى علّة لوجود زيد ليست لواجبة الوجود بل من حيث ذاتها و يعلم أنّ العالم الرّبوبى عظيم جدّا. . . ٢.
چنانكه در اين عبارت مىبينيم، ابن سينا ذات واجب الوجود را از جهت اينكه مثلا علت وجود زيد است، واجب نمىداند و اين سخن درست به معناى اين است كه واجب الوجود بالذات لازم نيست واجب الوجود من جميع الجهات بوده باشد. در اين هنگام آيا نمىتوان ادعا كرد كه بين اين دو سخن ابن سينا در دو كتاب معروف وى، يعنى نجات و شفا، يك نوع تناقض آشكار به چشم مىخورد؟
صدر المتألّهين اين سخن شيخ الرئيس را مبنى بر اينكه ذات واجب الوجود را توأم با يك نوع اضافۀ امكانى مىتوان اعتبار نمود، در كتاب اسفار نقل كرده و با شگفتى بسيار از
[١] ايضاح المقاصد من حكمة عين القواعد، ص ٢٢١.
[٢] الشفاء. بخش الهيات، ص ٥٩٤.