قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٢٣ - تحصيل الحاصل محال
تحصيل الحاصل محال
توجّه الطّلب نحو ما لا يخطر بالبال بوجه أيضا محال آنچه حاصل است، تحصيل نتوان كرد و آنچه هرگز در دل خطور نكرده، توجه به آن امكانپذير نيست.
توجه به اين دو قاعده، كه مفاد هركدام از آنها در غايت وضوح است، از دوران باستان و روزگاران قديم مشكلى را در فلسفه بهوجود آورده است كه عبارت است از اينكه مطلوب تصورى كه انسان همواره در مقام تحصيل آن برآمده و براى بهدست آوردن آن از هيچ كوششى دريغ نمىكند، اگر از هرجهت معلوم باشد، تحصيل آن محال خواهد بود؛ زيرا تحصيل حاصل است. و اگر از هرجهت مجهول باشد و هرگز در دل خطور نكرده باشد، توجه به آن امكانپذير نخواهد بود؛ زيرا توجه به مجهول مطلق و چيزى كه هرگز در دل خطور نكرده، از نظر عقل محال است. در اين هنگام براى بهدست آوردن مطلوبهاى تصورى راهها مسدود مىشود و مشكلى بزرگ بهوجود مىآيد و اين نيست مگر بهواسطۀ اعتبار اين دو قاعده يعنى:
١. تحصيل الحاصل محال
٢. توجّه الطّلب نحو ما لا يخطر بالبال بوجه محال
توجه به اين مشكل بوده است كه افلاطون نظريۀ معروف خود را در باب «ارزش معلومات» و «بحث المعرفة» از زمان قديم بنيان نهاده و ابراز كرده است.
افلاطون مىگويد: ياد گرفتن، چيزى جز به ياد آوردن نيست. يعنى كليۀ معلوماتى كه انسان در اين جهان بهدست مىآورد، چيزى جز تذكّر و به ياد آوردن معلوماتى كه در عوالم ديگر داشته نيست و بهاينترتيب تحصيل دانش در نظر افلاطون بههيچوجه