قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٩٦ - اتصاف الشىء بصفة من الصفات ليس يستدعى اتصافه فى كل مرتبة من مراتب الواقع
إتّصاف الشّىء بصفة من الصّفات ليس يستدعى إتّصافه فى كلّ
مرتبة من مراتب الواقع
يعنى هرگاه شيئى به يكى از صفات متّصف شود، معنى متّصف شدن آن شىء به آن صفت اين نيست كه در تمام مراتب واقع و نفس الامر و از جميع جهات و حيثيات، اين اتّصاف صادق باشد؛ بلكه صدق، فى الجمله در اتّصاف شىء به صفت كفايت مىكند؛ اگرچه آن صدق، از يك جهت يا يك حيثيت بوده باشد.
مثلا هنگامى كه در يك قضيهاى حكم مىنماييم كه در واقع و نفس الامر زيد موجود است، براى صدق اين قضيه اتّصاف زيد به وجود، ولو فى الجمله كافى است. يعنى اگر زيد به نحوى از انحاء وجود، و لو در يك لحظه، موجود شود قضيۀ مورد بحث صادق خواهد بود. اگرچه زيد در برخى از مراحل نفس الامر موجود نباشد. چنانكه گفته مىشود زيد در مرتبۀ ذات و ماهيت، صرفنظر از تأثير فاعل، موجود نيست؛ همچنانكه معدوم نيز در آن مرتبه صدق نمىكند و به همين مناسبت ارتفاع نقيضين در مرتبۀ ماهيت را جايز شمردهاند.
حاج ملا هادى سبزوارى در منظومه مىگويد: «مرتبة نقائض منتفية» ، يا اگر در مثال ديگر بگوييم: «زيد سياه است» معنى سياه بودن زيد، اين نيست كه زيد از حيث انسانيت يا از جهت نوشتن و يا از نظر علم، توانايى، سخاوت، شجاعت و ساير صفات سياه باشد، بلكه از حيث اثبات اينگونه صفات براى زيد، كه سياه بودن هيچگونه دخالت و تأثيرى در آنها ندارد، مىتوانيم سياه بودن را از زيد سلب نماييم. بنابراين سلب صفت سياه بودن از جهت اثبات اينگونه صفات براى زيد، منافى با اين نيست كه زيد در واقع سياه است. بهاينترتيب قضيۀ «زيد اسود» در واقع صحيح است. همانطور كه قضيۀ «زيد ليس بأسود من حيث الانسانية و الشّجاعة و القدرة و العدالة و غير ذلك» نيز صحيح