قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٩٠ - كل عرضى معلّل
كلّ عرضى معلّل
اين قاعده را مىتوان عكس مستوى قضيهاى دانست كه آن قضيه خود عكس نقيض قاعدۀ معروف «ذاتى كلّ شىء لم يكن معلّلا» مىباشد كه در باب حرف (ذ) اين كتاب، به تفصيل از اين قاعده بحث شد و براى اثبات آن، برهان اقامه گرديد. بنابراين، با توجه به اين اصل منطقى كه در باب قضايا، عكس را همواره لازمۀ اصل دانستهاند و گفتهاند اگر قضيهاى به طريق برهان يا بداهت ثابت شود، عكس آن نيازى به اثبات نخواهد داشت، قاعدۀ «كلّ عرضى معلّل» كه عكس عكس قاعدۀ «ذاتى كلّ شىء لم يكن معلّلا» مىباشد، به اثبات نيازمند نيست؛ چنانكه حاج ملاّ هادى سبزوارى مىگويد:
مع صدق الأصل، العكس يغنى عن سند. ١
يعنى هنگامى كه اصل يك قضيه صادق باشد، عكس آن نيز صادق است. زيرا عكس همواره لازمۀ قضيه است؛ و اگر اصل قضيه ثابت است، عكس آن نيز ثابت است و نيازمند به اثبات نيست.
توضيح اين سخن اين است كه عكس نقيض قاعدۀ معروف «ذاتى كلّ شىء لم يكن معلّلا» عبارت است از اين قضيه كه «كلّ ما يكون معلّلا لا يكون ذاتيا» ، يعنى هرقضيهاى كه معلّل است، عرضى است.
اكنون اين قضيه را اگر به طريق عكس مستوى كه عبارت است از تبديل طرفين قضيه معكوس نماييم، قاعدۀ مورد بحث يعنى «كلّ عرضى معلّل» بهدست مىآيد. در اينجا ممكن است به عنوان اشكال گفته شود عكس قضيۀ موجبه اعم از اينكه كلى باشد يا جزئى، موجبۀ جزئيه است؛ چنانكه محقق تفتازانى مىگويد:
و الموجبة إنّما تنعكس جزئيّة لجواز عموم المحمول أو التّالى ٢
[١] شرح منظومه. بخش منطق. ص ٦٦.
[٢] تهذيب المنطق. ص ١٠، حاشيۀ ملاّ عبد اللّه.