قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٧٦ - برهان قاعده
وجود جستجو نمود و آن را نحوهاى وجود دانست كه داراى عرض عريض و مراتب بىپايان تشكيك است، به روشنى معلوم مىشود كه هرگاه موجود از پراكندگى ماده و لوازم آن مجرد باشد، هميشه نزد خود حاضر است و هرگز از خويش پنهان نيست؛ و هر موجودى كه داراى اين خاصيت باشد، نسبت به ذات خويش عاقل است. بهاينترتيب سهولت اثبات قاعدۀ «كلّ مجرد عاقل» ظاهر مىگردد.
عبارت صدر المتألّهين در اين باب چنين است:
فى أنّ كلّ مجرّد يجب أن يكون عاقلا لذاته. إثبات هذا المقصد فى غاية السّهولة بعد معرفة ماهية العلم؛ و إنّ معناه وجود الصّورة لشىء غير مشوب بالعدم و الفقدان؛ فإنّ المادة غير مدركة لذاتها إذ لا وجود لذاتها إلاّ بالصّورة و الصّورة الطّبيعيّة إنّما لا يدرك ذاتها إذ ذاتها مخلوطة بالعدم و الفقدان، لأنّ وجودها وجود ذوات الأوضاع و الأمكنة و كلّ جزء منها له وضع آخر و مكان آخر فلا يوجد جزء لجزء و لا لكلّ و لا يوجد كلّ لكلّ و لا لجزء، و لا لشىء منها بالنّسبة إلى ما هو فيه حصول، و ما لا وجدان له لشىء لا إدراك له بذلك الشّىء؛ فكلّ جسم و جسمانى لا يدرك ذاته لأنّ ذاته غير محتجبة عن ذاته، و كلّ موجود غير جسمانى فهو حاصل لذاته لأنّ ذاته غير محتجبة عن ذاته، فيكون عاقلا لذاته لأنّ العلم نفس الوجود بشرط عدم الإحتجاب عنه و لا حجاب إلاّ العدم بالحقيقة ١.
با توجه به آنچه گذشت، بهروشنى معلوم مىشود يگانه مانع علم و ادراك در باب وجود همانا ماده و لوازم آن است كه پيوسته موجب تفرقه و پراكندگى است. زيرا هر جزء از اجزاء موجود مادى نسبت به ساير اجزاء داراى خاصيت «أحدهما من الآخر» است و همۀ آنها از يكديگر پوشيده و پنهانند. بنابراين جايى كه پاى ماده در ميان نباشد و موجود از ماده و خواص آن مجرد باشد، هميشه سخن از حضور و ادراك است. توجه به اين مطلب حل بسيارى از مسائل را آسان مىكند و برخى مشكلات را از ميان برمىدارد.
آقاى مهدى حائرى يزدى اين سخن را از صدر المتألّهين اخذ و اقتباس كرده و در كتاب كاوشهاى عقل نظرى به عنوان يك روش ابتكارى كه خود مبدع آن است، به كار برده و چنين مىگويد:
خلاصۀ روش ما اين بود كه نخست وجود استقلالى و نفسى صورت عقليه يا معقول بالذات را از هرمقولهاى كه باشد، چه عرض و چه جوهر، به دست آوريم
[١] الاسفار الاربعة. ج ٣، ص ٤٤٧.