قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٧٤ - برهان قاعده
عبارت ديگرى را در اين باب امام فخر رازى از كتاب مبدأ و معاد شيخ الرّئيس ابو على سينا نقل كرده كه در كمال وضوح بر قاعدۀ «كلّ مجرد عاقل» دلالت دارد. عين آن عبارت را صدر المتألّهين به نقل از كتاب مبدأ و معاد ابن سينا در كتاب اسفار آورده است؛ ولى عبارات كتاب اسفار در اين باب به اندازهاى با عبارات امام فخر رازى نزديك است كه هركس كتاب مباحث المشرقيه و كتاب اسفار اربعه را مطالعه كند بهروشنى درمىيابد كه صدر المتألّهين اين عبارات را از كتاب مباحث المشرقيه أخذ و اقتباس كرده است. اين شيوۀ نگارش در آثار صدر المتألّهين زياد به چشم مىخورد، گويا وى به علت حافظۀ بسيار نيرومندى كه دارا بوده عبارات پيشينيان را در حفظ داشته و هنگام تحرير در آثار وى منعكس مىشده است.
عبارات امام فخر رازى در اين باب چنين است:
الفصل الثّانى: فى أنّ كلّ مجرّد فإنّه يجب أن يكون عاقلا لذاته. . . من طرق ثلاثة:
(الأوّل) ما أورده الشيّخ فى كتاب المبدأ و المعاد و هو أنّه أقام الدّلائل أوّلا على أنّ الصّورة المجرّدة إذا اتّحدت بالجوهر المجرّد صيرّته عقلا بالفعل على ما حكيناه فى الفصل الخامس من هذا الباب، ثمّ قال بعد ذلك الصّورة المجرّدة لما اتّحدت بغيرها صيّرته عقلا بالفعل فإذا كانت الصّورة المجرّدة قائمة بذاتها كانت أولى بالعقليّة ١.
دبيران كاتبى قزوينى، استدلال حكما را در باب اين قاعده بر چند مقدمه مبتنى مىداند كه به ترتيب عبارتند از:
١. هرموجودى كه مجرد است، مىتواند معقول واقع شود. زيرا آنچه مانع از تعقل است، پيوستگى به وجود ماده است. بنابراين اگر موجودى مجرد از ماده باشد، هيچگونه مانعى براى معقول بودن آن نخواهد داشت.
٢. هرموجود مجرد مىتواند با غير خودش مقارن باشد. زيرا هرمجردى معقول است و هيچ معقولى از عاقل خويش انفكاك نمىپذيرد، چنانكه هيچگاه از محكوم بودن به يكى از احكام عامه خارج نيست و محكوم بودن به يكى از احكام عامه مستلزم اين است كه محكوم به و محكوم عليه مقرون يكديگر بوده باشند.
٣. هنگامى كه مقارنت موجود مجرد با غير خودش ثابت شود، عاقل بودن آن نسبت به
[١] المباحث المشرقيه. ج ١، ص ٣٦٩.