قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣١١ - ابو على سينا
العاقل و المعقول متّحدان
قاعده اتحاد عاقل و معقول را در آغاز، به فيلسوف معروف فرفوريوس نسبت دادهاند.
اين فيلسوف در سال ٢٣٢ ميلادى در سوريه متولد شده و در سال ٣٠٤ در رم بهدرود زندگى گفته است ١. وى شاگرد نوژن و اورژن و فلوطين بوده؛ و يكى از فلاسفۀ مكتب اسكندريه و از افلاطونيان جديد به شمار آمده است. در كتابى كه به نام مقدمه نوشته، عقيدۀ فلوطين را توجيه مىنمايد. در كتابى ديگر به نام زندگى فلوطين، اطلاعات جالبى دربارۀ استاد خود مىدهد. وى از مخالفين مسيحيان بوده و گفتهاند پانزده كتاب و رساله عليه مسيحيت نوشته است. فرفوريوس كتاب ديگرى به نام زندگى فيثاغورس به رشتۀ تحرير درآورده است. همچنين اين فيلسوف در آثار ديگر خود، مسائل فلسفى و علمى را مورد بحث قرار داده و بهطور كلى مىتوان وى را شارح كلام ارسطو به حساب آورد؛ چنانكه مقالۀ ارسطو را در طبيعت به پنج قسم تقسيم كرده:١. عنصر ٢. صورت ٣.
مجتمع از هردو ٤. حركت ٥. طبيعت عامه.
ابو على سينا
ابو على سينا از جملۀ كسانى است كه قاعدۀ اتحاد عاقل و معقول را انكار كرده و با طرفداران آن سخت به مخالفت برخاسته است. وى در بيشتر آثار فلسفى خويش اين قاعده را مورد بحث قرار داده و براى ابطال آن اقامۀ برهان نموده است. همچنين نسبت به كسانى كه قائل به اتحاد عاقل و معقول مىباشند، از يك نوع دشنامگويى و درشت سخنى دريغ نكرده و آنان را به باد انتقاد گرفته است. در مقام ابطال قاعده و انتقاد از عقيدۀ فرفوريوس، سخن خود را چنين آغاز مىكند: گروهى از صدرنشينان بزم فلسفه و سردمداران حكمت مىپندارند كه هرگاه جوهر عاقل صورت معقوله را تعقل نمايد، بين
[١] افضل الدين صدر تركه اصفهانى. ترجمۀ الملل و النحل شهرستانى، ص ٣٦٢.