قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٨٨ - لا يؤثر مؤثر حتى يتأثر
مىپذيرد. زيرا چنانكه ذكر شد تأثّر از سوى حكمت و علم است و علم در بارى تعالى عين ذات است. بنابراين مىتوان ادعا نمود كه حق تعالى هم مؤثّر است و هم متأثّر و به اينترتيب تأثّر حق از خود حق است نه از غير حق؛ در حالى كه مقتضاى ادلۀ امتناع تأثّر در مورد حق تعالى تأثّر از غير حق مىباشد. اما در مورد تأثّر حق از خود حق تعالى برهانى اقامه نشده است. اين قاعده در مصباح الانس بهاينترتيب مطرح شده است:
فى أنّه لا يؤثّر مؤثّر حتى يتأثّر، و ذلك لأنّ المؤثر إن كان حقا سلف أنّ علمه و إن كان فعليا أى غير مستنبط و مستفاد من الخارجى فهو تبع للمعلوم بمعنى حكايته اياه و مطابقته له. ثم ارادته تبع لعلمه ثم قدرته تتعلق بما عينة الارادة ثم فعله و ايجاده بعين تجليه بحسب ذلك و لا ينافيه ازلية هذه الصفات لما مر ان جميع الازمنة بالنسبة الى من هو عالم بجميع المعلومات و غير متقيد بالزمان كالان؛ فهذا تأثر بوجوده اربعة لكن من نفسه لانه من الحقايق العلمية التى هى بالنسبة اليه عينه. و هذا بعد ان يتأثر الحكيم من حيث حكمة ببعث الباعث و ترجيحه الفعل و الجزم به كما يقال اول الفكر آخر العمل؛ لذا نقول: و اقل ذلك التأثر استحضاره او علمه فى نفسه بما يريد ايقاعه ١.
چنانكه در اين عبارت مشاهده مىنماييم، صدر الدّين قونوى فاعل بالاراده را به عنوان يك مؤثر هميشه پيش از تأثير در غير، متأثّر مىداند و حد اقل تأثّر را در مورد انسان فاعل، عبارت مىداند از استحضار و به خاطر آوردن صورت علميهاى كه باعث ارادۀ وى نسبت به انجام فعل مىگردد. ولى حد اقل تأثر را در مورد فاعل حق تبارك و تعالى عبارت مىداند از آگاهى و علم ذاتى وى نسبت به چيزى كه ارادۀ انجام آن را دارد؛ زيرا چنانكه به تفصيل گذشت، نفس علم و آگاهى از جهت اينكه حاكى از معلوم است و شىء حاكى همواره تابع شىء محكى است، يك نوع تأثّر به حساب مىآيد. او اين قاعده را در مورد فاعل حق تبارك و تعالى صادق مىداند و تأثّر حق تعالى را از طريق تناكح اسماء و صفات الهيه توجيه مىنمايد. زيرا وى معتقد است بين اسماء و صفات الهى يك نوع تناكح وجود دارد و تناكح بدون يك نوع فعل و انفعال و تأثير و تأثّر امكانپذير نيست. بنابراين، تأثير و تأثّر همواره بين صفات الهيه است؛ و صفات الهيه جدا از ذات وى نمىباشند. نتيجۀ اين سخن اين است كه حق تعالى هم مؤثّر است و هم متأثّر و هنگامى كه تأثّر حق تعالى از سوى خود حق تعالى باشد نه از سوى غير حق تعالى، اشكال استكمال حق از غير وارد
[١] صدر الدين قونوى، مصباح الانس، ص ٤٢.