قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٣٠ - ارسطو
وجود معلومات قبلى بلكه وجود روح قبل از بدن و همچنين تقدم عقل بر حس و تقدم ادراكات كلى بر ادراكات جزئى مورد انكار قرار گرفت ١.
ارسطو
اساس نظريۀ ارسطو در باب علم و معرفت بر اين است كه روح در ابتدا در حدّ قوّه و استعداد محض است و بالفعل واجد هيچ معلوم و معقولى نيست؛ تمام معقولات و معلومات بهتدريج در همين جهان برايش حاصل مىشود.
بعد از ارسطو پيروان مكتب وى، عقل را از لحاظ طىّ مراحل مختلف و درجاتى كه در همين جهان در راه تحصيل معرفت مىپيمايد، به درجاتى بدين شرح تقسيم كردهاند:
عقل بالقوّه، عقل بالملكه، عقل بالفعل، عقل بالمستفاد، ٢با اختلاف بيانهايى كه در تقرير اين مراتب هست. گويند اول كسى كه اين طبقهبندى را مطابق مسلك ارسطو بيان كرده است اسكندر افروديسى، از حكماى اسكندريه، است. مطابق نظريۀ ارسطو ادراك جزئيات مقدم است بر ادراك كليات؛ يعنى ذهن ابتدا به درك جزئيات نائل مىشود، سپس بهوسيلۀ قوۀ عاقله به تجريد و تعميم مىپردازد و معانى كليه را انتزاع مىكند.
نظريۀ ارسطو، در باب حصول معرفت شامل دو قسمت اصلى است:
١. ذهن در ابتدا واجد هيچ معلوم و معقولى نيست و تمام ادراكات و تصورات جزئى و كلى در همين جهان براى نفس حاصل مىشود.
٢. ادراكات جزئى مقدم بر ادراكات كلى است.
ولى در عين حال سندى در دست نيست كه آيا ارسطو قسمت دوم نظريۀ خويش را دربارۀ جميع معقولات و معلومات داشته؛ يعنى حتى آن قسمت از تصورات عقلى را كه در منطق خويش آنها را بديهيات اوليه خوانده از همين قبيل مىدانسته است و عقيده داشته است كه بديهيات اوليۀ عقليه نيز مسبوق به ادراكات جزئيه حسيه است؛ و يا آنكه آن عقيده را در خصوص ماديات و كلياتى كه منطبق با افراد مادى هستند داشته؛ و اما بديهيات اوليه را معتقد بوده كه بهتدريج خودبهخود و بدون وساطت و دخالت ادراكات جزئى حسى براى عقل حاصل مىشوند؛ يعنى معتقد بوده كه عقل، اين تصورات را از پيش خود ابداع مىنمايد؟ و بالاخره اين قسمت مهم در نظريۀ ارسطو تاريك است و
[١] همانجا.
[٢] همان. ص ٥.