قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٠٢ - آيا غير اين عالم، عالم ديگرى موجود است؟
داراى زمان و مكان نمىباشد، زيرا اگر مجموعۀ نظام عالم داراى ماده و زمان و مكان باشد، لازم مىآيد كه آن مجموعه پارهاى از عالم ديگر باشد و اين خلاف فرض است.
حاج ملاّ هادى سبزوارى در اين باب چنين مىگويد:
إذ لا مادة لمجموع المادّة و المادى و كذا لا مكان و لا زمان لمجموع العالم من الأمكنة و المكانيات و الأزمنة و الزّمانيّات ١.
اين مسئله به اين صورت كه برخى از ارباب انديشه با تمسك به اين قاعده در مقام اثبات عوالم گوناگون برآمدهاند، در سؤال و جوابهايى كه ميان ابو ريحان بيرونى و ابو على سينا رد و بدل شده مطرح گرديده است.
ابو ريحان بيرونى در مسئلۀ پنجم از مجموعۀ سؤالهاى خويش چنين مىگويد:
المسئلة الخامسة-لم إستشنع ارسطو طاليس قول من قال إنه يمكن أن تكون عالم آخر خارج هذا الذى نحن فيه كائن على طبيعة أخرى. . . ٢.
ابو على سينا در بخشى از پاسخ خويش چنين مىگويد:
فإن كان يمكن أن تكون عوالم كثيرة فوق هذا العالم الواحد المشار إليه العنصر و الممكن فى الأشياء الأبديّة واجب فمن الضّرورة وجود عوالم غير هذا العالم فمنهم من جعلها متناهية و منهم من جعلها لا نهاية لها و كلّهم أثبتوا الخلاف و الفيلسوف قد نقض هذه الحجّة فى كتاب السّماء بما نقضه و بينّ أنّه لا يمكن أن تكون عوالم كثيرة. . .
نكتۀ قابل توجه اين است كه برخى از ارباب انديشه، چنانكه ذكر شد، با استناد به اين قاعده، در مقام اثبات عوالم گوناگون مافوق اين عالم برآمدهاند؛ در حالى كه بسيارى از حكما و محققين با استناد به اين قاعده به اثبات وحدت عالم دست يافتهاند و معتقدند نظام اين عالم بهترين و زيباترين نظام است. بهطورى كه هيچگونه نظامى مافوق آن قابل تصور نمىباشد. وجه استدلال به اين قاعده براى اثبات وحدت عالم اين است كه گفته مىشود نظام عالم به وجه احسن و به طورى كه نظام ديگرى مافوق آن قابل تصور نباشد، ممكن الوجود است. يعنى نظام اشرف در حدّ ذات خود ممتنع الوجود نيست و به حكم قاعده، هرچيزى كه در عالم ابداع ممكن الوجود باشد، بلادرنگ از مبدأ جود صادر مىگردد.
نتيجهاى كه بهدست مىآيد، اين است كه نظام عالم به وجه احسن و بهطورى كه نظام
[١] اسفار اربعه. ج ١، ص ٩١، حاشيۀ س ره.
[٢] رسائل ابن سينا، ج ٢، ص ٢٠-٢١.