قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٧ - بيان قاعده و تقرير برهان
إنقلاب الحقيقة ممتنع
اين قاعده تحت عنوان مخصوص و مستقل از ساير مباحث در كتب فلسفى، مورد بحث و گفتوگو قرار نگرفته است؛ ولى ضمن اثبات يا رد برخى مسائل به آن استناد شده و به عنوان يك اصل ثابت، در طريق استدلال واقع شده است.
اگر كسى ادعا كند كه ممتنع بودن انقلاب به شىء ديگر بديهى است، شايد سخن به گزاف نگفته باشد، چون محال بودن اين قضيه آنچنان واضح به نظر مىرسد كه هيچگونه نيازى به استدلال را ايجاب نمىنمايد؛ اگرچه در برخى كتب فلسفى جهت اثبات اين قاعده استدلال شده است.
بيان قاعده و تقرير برهان
انقلاب حقيقت، عبارت است از اينكه ماهيت شيئى، از آن نظر كه ماهيت آن شىء است، برحسب معنى و مفهوم به ماهيت شىء ديگر منقلب شود. اينگونه انقلاب از نظر عقل محال است. زيرا ماهيت، از آن جهت كه خود ماهيت است، جز همان ماهيت چيز ديگرى نيست و چون چنين است، هيچگونه مفهومى جز مفهوم خود آن ماهيت، بر آن ماهيت صدق نمىكند. پس ماهيت در مقام ذات فقط همان ماهيت است و بس و غير از خود چيز ديگرى نمىتواند باشد؛ چنانكه وجود يك ماهيت به وجود ماهيت ديگر نيز قابل انتقال و تبديل نيست؛ مگر اينكه ميان آن دو ماهيت مادۀ مشتركى وجود داشته باشد كه آن مادۀ مشترك هيولاى محض و انفعال صرف باشد و تبدّل صور و انقلاب حقيقت روى هيولاى مشترك انجام گيرد؛ در اين صورت اين اشكال لازم مىآيد كه آن دو ماهيت، از حقايق بسيطه و مقولات عاليه نباشند؛ بلكه هردو ماهيت تحت مقولۀ ديگرى قرار داشته باشند كه آن ما به الاشتراك آنها قرار گيرد. در اين هنگام آن دو