قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٩١ - اجتماع النقيضين و ارتفاعهما محال
إجتماع النّقيضين و إرتفاعهما محال
قاطبۀ عقلا و متفكرين همواره اجتماع و ارتفاع نقيضين را محال دانسته و آن را «اوّل الأوائل» و «ابده بديهيات» خواندهاند؛ چنانكه اقامۀ دليل و برهان را در مورد اثبات آن غيرممكن مىدانند. بنابراين كليۀ قضايا و تصديقات، اعم از اينكه نظرى باشند يا بديهى، به امتناع اجتماع نقيضين و ارتفاع آن منتهى مىشوند؛ بهطورى كه مىتوان آن را مقوّم ساير قضايا دانست؛ يعنى همانطور كه وجود واجب الوجود نسبت به وجود ماهيات امكانى، مقوّم است و موجودات ممكنه متقوّم به واجب الوجود مىباشند، محال بودن اجتماع و ارتفاع نقيضين كه اوّل الأوئل است، نسبت به ساير قضايا، مقوّم است و كليۀ قضايا متقوّم به آن مىباشند. زيرا تصديق به هرقضيهاى از قضايا نيازمند به تصديق ممتنع بودن اجتماع و ارتفاع نقيضين است و بدون تصديق نسبت به اين قضيه، تصديق به هيچ قضيهاى در عالم براى بشر امكانپذير نيست. اما تصديق نسبت به قضيۀ فوق، يك تصديق اوّلى و بديهى است كه به هيچ تصديق ديگرى نيازمند نيست.
فيلسوف بزرگ اسلام، صدر المتألّهين نيز اين قضيه را از اوّليات دانسته و مىگويد:
اوّليات از طريق اقامۀ حد و برهان قابل اكتساب نيستند، اعم از اينكه اين اوّليات در باب تصورات باشند يا در باب تصديقات ١.
در باب تصورات، مفهوم وجود عام و شيئيت و مانند آن، به علت بداهت و اولى التّصور بودنشان قابل اكتساب نيستند و هيچگونه تعريفى اعم از اينكه تعريف به حد باشد يا به رسم، در مورد اينگونه مفاهيم صادق نيست. زيرا مفهوم وجود و امثال آن داراى اجزاء نيستند تا اينكه از جنس و فصل كه تشكيل دهندۀ حدّ تام هستند، برخوردار باشند.
از طرفى ديگر، مفهومى اعرف و روشنتر از مفهوم وجود پيدا نمىشود تا بتواند
[١] اسفار اربعه. ج ٣. ص ٤٤٣.