قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٥٥ - الشىء إنّما يدرك ما هو شبيهه
الشّىء إنّما يدرك ما هو شبيهه
بهموجب اين قاعده، شباهت ميان مدرك و مدرك، ضرورى شناخته شده است، بهطورى كه اگر بين ادراككننده و شىء قابل ادراك يك نوع شباهت وجود نداشته باشد، هرگز ادراك صورت تحقق نمىپذيرد.
شيخ الرّئيس ابو على سينا اين قاعده را به فيلسوف قديم يونان انباذقلس كه يكى از فلاسفۀ معروف است، نسبت داده چنانكه مىگويد:
و منهم من رأى الشّىء إنّما يدرك ما هو شبيهه، و إنّ المدرك بالفعل شبيه المدرك بالفعل؛ فجعل النّفس مركّبا من الأشياء الّتى يراها عناصر؛ و هذا أنباذ- قلس قال إنّما يدرك النّفس كلّ شىء شبيهه فيها ١.
با توجه به اين عبارت به روشنى معلوم مىشود كه اساس اعتقاد انباذقلس دربارۀ نفس ناطقه مبنى بر مركب بودن آن از عناصر اربعه، بر اين قاعده استوار است؛ زيرا نفس ناطقه عناصر اربعه را ادراك مىنمايد و هرشىء مدرك با آنچه ادراك مىكند، شباهت دارد؛ پس نفس ناطقه با عناصر اربعه شباهت دارد. در اينجا اگر شباهت را عبارت بدانيم از يك نوع تناسب ذاتى و ارتباط وجودى، به اين نتيجه مىرسيم كه نفس ناطقه مركب است از عناصر اربعه.
ابو على سينا كه مركب بودن نفس را از عناصر اربعه به انباذقلس نسبت مىدهد، هنگام نقل اين سخن آن را به صورت نظم قياسى تقرير نكرده است؛ ولى با توجه به اينكه انباذقلس تركّب نفس را از عناصر اربعه بر اين قاعده مبتنى مىداند، اگر خواسته باشيم آن را به صورت نظم قياسى تقرير نماييم، بايد چنين بگوييم:
نفس ناطقه، عناصر اربعه را كه عناصر تشكيلدهندۀ ساير موجودات است، ادراك
[١] الشفا. بخش طبيعيات. ص ٢٨٢.