قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٤٠ - الشىء ما لم يتشخّص لم يوجد
الشّىء ما لم يتشخّص لم يوجد
اين قاعده مانند قاعدۀ «الشّىء ما لم يجب لم يوجد» بين حكما معروف است و در برخى مسائل به آن استناد نمودهاند؛ ولى در كتب فلسفى مبحثى براى اثبات اين قاعده تحت اين عنوان و اينكه آيا بديهى است يا نظرى، به چشم نمىخورد.
بهمنيار، شاگرد برجستۀ ابن سينا، در كتاب التحصيل، آن را مطرح كرده، ولى براى اثبات آن استدلالى نياورده است. آنچه بهمنيار در اين باب مىگويد اين است كه شىء بدون اينكه تشخّص يابد، هرگز موجود نمىشود. سپس اقسام تشخّص را نسبت به ذات هرشىء برشمرده است. بهاينترتيب كه تشخّص را يا مقتضاى ذات دانسته، مانند واجب الوجود يا از لوازم ذاتى شىء به حساب آورده؛ مانند انواع، كه چون مجردند به يك فرد منحصر مىگردند. و در مرحلۀ سوم آنگونه تشخص را كه نسبت به ذات شىء لازم غريب است مورد بحث قرار داده و انواع متكثر الافراد را مانند انسان عنصرى، مثال آورده است كه افراد آن به علت عوارض غريبه از يكديگر جدا و پراكندهاند. عبارت بهمنيار در اين باب چنين است:
ثمّ إعلم أنّ الشّىء لا يوجد إلاّ شخصا فإمّا أن يكتفى فى تشخّصه ذاته، و هو الّذى يجب وجوده بذاته، و منه ما يتم وجود بلوازمه و مثل هذا النوع يكون موجودا فى شخص واحد؛ فلهذا يستحيل أن يقع فى هذين شركة، و منه ما لا يتمّ تشخّصه إلاّ بعارض غريب عن النّوع كالإنسان يتكثّر أشخاص نوعه بعوارض غريبة ١.
در بيشتر كتب فلسفى و كلامى، مسئلۀ تشخّص و اقسام آن و اينكه آيا زائد بر ماهيت است يا نيست، مورد بحث قرار گرفته است. در كتابهاى متكلمين علاوه بر آنچه ذكر شد، اين مسئله نيز مورد گفتوگو است كه آيا تشخّص، يك امر ثبوتى است يا يك امر
[١] التحصيل. ص ٥٢٩.