قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٣٥ - كل نوع يتكرر فهو اعتبارى
كلّ نوع يتكرّر فهو إعتبارى
مقصود از كلمۀ نوع كه در اين قاعده به كار برده شد، عبارت است از كليۀ مفاهيم عامّه مانند وجوب، وجود، امكان، وحدت و هرگونه مفهوم ديگرى از اين قبيل كه آنها را «طبايع عامّه» نيز مىگويند. اين مفاهيم را در كتب فلسفه و كلام غالبا بهعنوان «اوصاف عقليه» مىشناسند. هرگاه براى اينگونه مفاهيم در خارج، وجود مستقل فرض نماييم، بىدرنگ گرفتار دام تسلسل خواهيم شد. مانند اينكه فرض كنيم مفهوم وجود در خارج ماوراى ماهيت موجود، وجود ديگرى داشته باشد. در اين هنگام اين پرسش مطرح مىشود كه آيا آن وجود ديگر، خوددارى وجود است يا نه؟ اگر پاسخ به اين پرسش منفى باشد، دچار تناقض خواهيم شد. ولى اگر پاسخ اين پرسش را مثبت دريافت نماييم، دوباره پرسش نخست تكرار مىشود و اين پرسش و پاسخ همچنان تا بىنهايت ادامه پيدا مىكند و هرگز رهايى از اين دام هولناك براى شخص انديشمند ميسر نمىگردد. در مورد امكان، وجوب، وحدت و ساير مفاهيم عامّه نيز وضع به همين منوال است؛ يعنى اگر فرض كنيم مفهوم امكان در خارج وجود داشته باشد، با اين پرسش روبرو خواهيم شد كه آيا وجود امكان در خارج خود ممكن است يا نه؟ اگر گفته شود وجود امكان در خارج ممكن نيست، مشكل تناقض پيش مىآيد؛ ولى اگر گفته شود وجود امكان در خارج ممكن است، دوباره اين سؤال مطرح مىشود كه آيا آن امكان كه براى اين ممكن ثابت است، خود داراى امكان است يا نه؟ و اين پاسخ و پرسش تا بىنهايت ادامه مىيابد و حدّ يقف براى آن متصور نيست. براى رهايى از تنگناى مشكل تسلسل، بسيارى از حكما راه چارهاى انديشيدهاند و آن اين است كه مفاهيم عامّه را موجود در خارج ندانستهاند.
بلكه آنها را به عنوان اوصاف عقليه معرفى نمودهاند.
با توجه به آنچه ذكر شد، معناى قاعده بهروشنى معلوم مىگردد. زيرا معناى قاعده