قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢١٢ - تعريف ذاتى
لا محالة حاصلا عند تحقّقها، و الحاصل يستغنى عن محصّل جديد فإستغناء حصوله فى الذّهن عن المحصّل الجديد هو المعنى بكونه بيّن الثّبوت و إستغناء حصوله فى الخارج عن المحصّل الجديد هو المعنى بإستغنائه عن السّبب. . . ١.
با توجه به آنچه گذشت، از سه قاعدهاى كه در صدر اين مبحث عنوان شده است، تاكنون پيدايش دو قاعده و لزوم ترتب آنها بر امر ذاتى به روشنى معلوم شد. ولى قاعدۀ سوم يعنى قاعدۀ «الذّاتى لا يختلف و لا يتخلّف» باقى ماند كه امام فخر رازى آن را بهطور مستقيم در اينجا مطرح نكرده است.
توجه به مضمون و مفاد دو قاعدۀ نخست، پيدايش اين قاعده را نيز كه از لوازم روشن و قطعى يك امر ذاتى است، ايجاب مىنمايد. زيرا هنگامى كه يك امر ذاتى در عالم ذهن بيّن الثّبوت و در جهان خارج بىنياز از سبب و غير معلّل باشد، خاصيت سوم را نيز، كه عبارت از تخلّف ناپذيرى و غير قابل تغيير بودن است، دارا خواهد بود. بهاينترتيب معانى قواعد سهگانه و كيفيت پيدايش و ترتب آنها بر يك امر ذاتى به روشنى معلوم شد.
تعريف ذاتى
شارح مواقف، ذاتى را به امرى كه خارج از شىء نباشد، تعريف كرده و مىگويد:
إنّا نحكم بكون الماهيّة مركبة من أجناس و فصول أو غيرهما، إذ علم أنّها متشاركة لغيرها فى ذاتى أى أمر غير خارج عنها و متخالفة لذلك الغير فى ذاتى بالمعنى المذكور. . . ٢.
اين تعريف فقط ذاتى باب ايساغوجى را شامل مىشود و ذاتى باب برهان از آن بيرون خواهد بود. چنانكه تعريف امام فخر رازى در مورد امر ذاتى، هنگامى كه اجزاء ماهيت مركب را بيان مىكند، بيش از ذاتى باب ايساغوجى را شامل نمىشود. گويا اين دو متكلم بزرگ، ذاتى باب برهان را از اقسام ذاتيات نمىدانند. با اين همه، جامعترين تعريف را براى امر ذاتى از حاج ملاّ هادى سبزوارى مىشنويم. وى ذاتى را به سه خاصيت روشن آن تعريف مىكند كه به ترتيب عبارتند از:
١. معلّل نبودن به غير كه همان بىنيازى از سبب است
٢. مقدّم بودن بر ماهيت ذو الذّاتى در تعقل
٣. بيّن الثّبوت بودن براى شىء
چنانكه مىگويد:
[١] همانجا، ص ٥٥.
[٢] شرح مواقف. ج ١، ص ٣٤٨.