قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٧٥ - كل هيولى هى ألطف وجودا فهى اسرع قبولا للصورة
إلى الآخر» . نتيجۀ اين دو اصل به صورت يك نظم قياسى اين است كه هراندازه هيولاى يك شىء لطيفتر و شريفتر باشد، صورت فعليۀ آن شىء نيز لطيفتر و شريفتر خواهد بود و اين همان چيزى است كه ملاّصدرا آن را به عنوان يك قاعدۀ فلسفى در آثار خويش آورده است.
حاج ملاّ هادى سبزوارى سخن صدر المتألّهين را دربارۀ اصل اول مورد انتقاد قرار داده و معتقد است براى معتبر بودن اين قاعده لازم نيست تركيب ماده و صورت را يك تركيب اتحادى بدانيم، بلكه اگر تركيب هيولا و صورت يك تركيب انضمامى نيز بوده باشد، به صحت اين قاعده هيچگونه لطمهاى وارد نخواهد شد؛ زيرا در تركيب انضمامى نيز يك نوع سنخيت و مناسبت بين اجزاى مركب، پيوسته ضرورى و لازم است.
بنابراين، اعم از اينكه تركيب هيولا و صورت اتحادى باشد يا انضمامى چون سنخيت و مناسبت بين اجزاى يك مركب، پيوسته لازم است صحت اين قاعده در هردو صورت به قوت خود باقى است.
صدر المتألّهين براى توضيح بيشتر اين قاعده چندين مثال آورده كه در آنها ميان خاك و آب و هوا مقايسه برقرار نموده است؛ بهاينترتيب كه آب زلال خوشگوار چون از حيث گوهر ذات لطيفتر از خاك است، براى انفعال و پذيرفتن شكلهاى مختلف و طعمهاى گوناگون آمادهتر از خاك است؛ و همچنين هوا چون از حيث گوهر ذات لطيفتر از خاك و آب است، براى پذيرفتن اشياى لطيفتر آمادگى بيشترى دارد.
چنانكه مىدانيم بوى خوش و اصوات دلربا به صورت نغمههاى خوش آهنگ همه در گوهر پاك هوا صورت تحقق مىپذيرند و خاك و آب را از اين اشياى ظريف بهرهاى نيست. ملاصدرا اين مقايسه را بين موجودات جهان مادى به ترتيب الألطف فالألطف ادامه مىدهد تا به نور و بعد از آن به روح نفسانى مىرسد. در آنجا لطافت جهان مادى را پايان يافته تلقى مىكند و گوهرى لطيفتر و پاكيزهتر از روح نفسانى در تمام عالم عناصر نمىيابد و بهاينترتيب روح نفسانى از حيث لطافت و پاكيزگى در نظر وى زبدۀ عالم طبيعت است. همانطور كه ذكر شد، صدر المتألّهين نور را از حيث نظافت و پاكيزگى در جهان طبيعت پايينتر از روح نفسانى به حساب آورده است؛ ولى در عين حال معتقد است آنچه را نور مىپذيرد در سريعترين زمانها انجام مىگيرد؛ چنانكه مىگويد: