قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٨٤ - لا يطلب شىء غير دون مناسبة و هى امر جامع بينهما
فرو خواهد ماند. پس طالب، پيوسته بين دو مرحلۀ نقص و كمال قرار گرفته كه با طلب خويش مىكوشد خود را از نقص به كمال رساند. به عبارت ديگر مىتوان گفت شخص مشتاق در يك مرحله، طالب است و در يك مرحله مطلوب. آنجا كه طالب است، مرحلۀ نقص سالك، و آنجا كه مطلوب است، مرحلۀ كمال وى را تشكيل مىدهد. به اينترتيب بين طالب و مطلوب و عاشق و معشوق همواره يك نوع اتحاد و همبستگى وجود دارد كه اگر آن اتحاد نباشد، عشق و طلب نيز نخواهد بود.
اين قاعده را به همين صورت صدر الدّين قونوى به تفصيل مورد بحث قرار داده است. وى معتقد است هرگونه مناسبت كه بين طالب و مطلوب وجود داشته باشد، داراى رقيقهاى است كه به منزلۀ صورت آن مناسبت است. اين صورت مناسبت گاهى از هردو طرف يعنى طالب و مطلوب ظاهر مىگردد و گاهى از يك طرف ظاهر مىشود.
اگر از طرف سالك ظاهر گردد، آن را توجه به سوى حق مىنامند. و اگر از طرف حق ظاهر شود، آن را تدلّى و تنزل در مقام اجابت مىنامند. اگر صورت ظهور و انبعاث مناسبت بين دو طرف طالب و مطلوب متحد باشد، هركدام از آنها را هم «محب» و هم «محبوب» مىگويند و اين نوع تلاقى را برحسب اصطلاح «منازله» مىنامند. ولى اگر صورت ظهور مناسبت بين طرفين طالب و مطلوب در وسط نباشد، در اين هنگام به هر كدام از دو طرف كه نزديكتر باشد، آن طرف از حيث مقام محبوبيت اول است و از حيث مقام محب بودن آخر خواهد بود.
عبارت صدر الدّين قونوى در اين باب چنين است:
و اعلم أنّ من القواعد المفيدة معرفتها هاهنا أنّه لا يطلب شىء غيره دون مناسبة، و هى أمر جامع بينهما يشتركان فيه إشتراكا يوجب رفع الإمتياز لا مطلقا بل من جهة ما يضاهى به كلّ منهما ذلك الأمر الجامع، و من حيث يشتركان فيه و لكلّ مناسبة ثابتة بين طالب و مطلوب رقيقة بينهما هى مجرى حكمها و صورته. و تجذب تارة من أحد الطّرفين و أخرى من كليهما. فمن طرف العبد مع الحقّ يسمّى توجّها بالسّير و السّلوك نحو الحقّ فى زعم السّالك أو نحو ما يكون منه، و من جهة الحقّ يسمّى تدلّيا و تنزلا بتحبب و إجابة، فإن اتّحد زمان الإنبعاثين كان كلّ منهما محبّا و محبوبا و يسمّى هذا اللّقاء منازلة، فإن لم يكن فى الوسط فإلى أىّ الجهتين كان أقرب حكم لصاحبه بالأوّليّة فى مرتبة المحبوبيّة، و بالآخريّة فى مرتبة المحبيّة، سواء كان هذا الأمر بين المخلوقين أو بين حقّ و