قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٧٨ - صدر المتألهين و قاعده
وجوده بالزّمان. . . ١.
بهمنيار از شاگردان برجستۀ ابن سينا است، در موارد متعدد از كتاب التحصيل از اين قاعده بحث كرده، ولى مطلب جديدى، جز آنچه از ابن سينا نقل شد، در اين كتاب مشاهده نمىشود ٢.
صدر المتألّهين و قاعده
از جملۀ فيلسوفانى كه پس از بو على سينا بهطور مبسوط از اين قاعده بحث كرده، صدر المتألّهين شيرازى است.
چنانكه قبلا اشاره شد، وى نيز در طرح اين قاعده و اقامۀ برهان جهت اثبات آن سخن جديدى را ارائه ننموده است. برهانى كه در كتاب اسفار اربعه براى اثبات اين قاعده اقامه شده جز همان برهان ابن سينا در كتاب نجات البته با اندكى اختلاف در طرز تعبير و حذف و اضافۀ كلمات چيز ديگرى نيست.
نكتهاى كه قابل تذكّر است، اين است كه صدر المتألّهين دو مطلب را در طى اين مبحث خاطرنشان مىنمايد. يكى از آن دو مطلب عبارت است از اينكه آيا موضوع امكان كه تقدمش بر موجود حادث ثابت مىگردد، خود حادث است يا مبدع؟
پاسخ قطعى به اين پرسش اين است كه موضوع امكان قطعا بايد مبدع باشد نه حادث.
زيرا اگر موضوع امكان، خود حادث باشد، به حكم كليت قاعدۀ مورد بحث، بايد مسبوق به مادۀ ديگرى باشد. چون قاعده حكم مىكند كه «كلّ حادث مسبوق بالمادّة» ، و در اين هنگام سؤال اول تكرار مىشود و تا بىنهايت ادامه پيدا مىكند كه اين امر خود مستلزم دور يا تسلسل خواهد بود؛ چنانكه مىگويد:
و أعلم أنّ موضوع الإمكان يجب أن يكون مبدعا و إلاّ يسبقه موضوع آخر و كذلك الى ما لا نهاية له، لأنّه متى فرض كذلك يلزم أن يسبق للإمكان إمكان. . . ٣.
مطلب ديگرى كه ملاّ صدرا در اينجا مطرح كرده، كوشش براى پاسخ از يك شبهه است. خلاصۀ شبهه اين است كه اگر حقيقت امكان استعدادى كه ماده حامل آن است، عبارت است از نسبت متكرّره، كه همان مقولۀ مضاف از اعراض نسبيه است، چگونه ممكن است نسبت متكرّره كه همواره قائم به متضايفين است، بين مادۀ موجوده و صورتى كه هنوز به وقوع نپيوسته است، تحقق پيدا نمايد؟
[١] شفا، بخش الهيات. ص ٣٠٥.
[٢] التحصيل، ص ٤٤٤ و ٦٥٤.
[٣] الاسفار الاربعة. ج ٣، ص ٥٢.