قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٤ - اقامۀ برهان بر امتناع امكان بالغير
الإمكان بالغير ممتنع
وجوب، امتناع و امكان، يعنى اصول كيفيات و عناصر عقود كه آنها را «مواد ثلاث» نيز مىگويند، از جمله معانيى هستند كه در لوح نفس انسانى بدون هيچگونه واسطه مرتسم مىشوند و از امور بديهى بهحساب مىآيند؛ زيرا بعد از تصور دو مفهوم عام و بديهى وجود و شيئيت، مفهومى ضرورىتر و روشنتر از اين مفاهيم سهگانه در ذهن انسان حاصل نمىشود ١.
بنابراين، تعريف حقيقى براى اين معانى امكانپذير نيست و كسانى كه در مقام تعريف برآمدهاند در ورطۀ دور محال فرو رفتهاند؛ چنانكه در تعريف معناى «ممتنع» گفتهاند: «هو الّذى ليس بممكن» و در مقام تعريف «ممكن» گفتهاند: «هو الذى ليس بممتنع» و مفهوم هركدام از آنها را در تعريف ديگرى به كار بردهاند.
اقامۀ برهان بر امتناع امكان بالغير
مخفى نماند كه تقسيم شىء به واجب و ممكن و ممتنع، همواره بهطور قضيۀ منفصلۀ حقيقيّه است؛ زيرا هرمفهوم در حدّ ذات خويش از اين دو حال خارج نيست كه يا آن مفهوم ضرورى الوجود است يا نه؛ در صورت دوم كه ضرورى الوجود نباشد، گفته مىشود مفهوم يا ضرورى العدم است يا نه.
اين تقسيم در حقيقت شامل دو قضيۀ منفصلۀ حقيقيه است كه هركدام از آن دو قضيه از شىء و نقيض آن تركيب مىشود، چنانكه اين خاصيت را در هرقضيۀ منفصلهاى كه اجزاء آن بيشتر از دو واحد باشد، مىتوان يافت. ٢
نتيجهاى كه از اين تقسيم بهدست مىآيد اين است كه هرشيئى، به هراعتبار كه فرض
[١] الاسفار الاربعة. ج ١. ص ٨٣.
[٢] همان. ص ١٦١.