قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٢١ - صدر المتألهين
وى مىدانست؛ زيرا آنچه در كتاب نصوص آمده، درست همان چيزى است كه ملاّصدرا پس از سالها آن را مطرح كرده است. عبارت نصوص در اين باب چنين است:
نص شريف، إعلم أنّ أعلى درجات العلم بالشّىء، أىّ شىء كان و بالنّسبة إلى أىّ عالم كان و سواء كان المعلوم شيئا واحدا أو أشياء إنّما يحصل بالإتّحاد بالمعلوم و عدم مغايرة العالم له، لأنّ سبب الجهل بالشّىء المانع من كمال الإدراك ليس غير غلبة حكم ما به يمتاز كلّ واحد منهما عن الآخر. فإنّ ذلك بعد معنوى، و البعد حيث كان مانعا من كمال إدراك البعيد و تفاوت درجات العلم بالشّىء بمقدار تفاوت غلبة حكم ما به يتّحد العالم بالمعلوم. . . ١.
چنانكه مشاهده مىشود صدر الدين قونوى، در اين نص عاليترين درجۀ علم را آن علمى مىداند كه عالم با معلوم متحدند؛ و اين مطلب را منحصر به يك نوع خاص از علوم نمىداند؛ بلكه تصريح مىكند كه هرگونه عالم به هرگونه معلوم از اين قاعده خارج نيست؛ چنانچه در اين شعر مولوى نيز چيزى كه بر نوعى خاص از علوم دلالت داشته باشد، ديده نمىشود:
اى برادر تو همه انديشهاى ما بقى تو استخوان و ريشهاى
گر بود انديشهات گل، گلشنى گر بود خارى تو هيمۀ گلخنى
[١] نصوص. ص ١٩٧.