قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٠٠ - بسيط الحقيقة كل الاشياء و ليس بشىء منها
بسيط الحقيقة كلّ الأشياء و ليس بشىء منها
صدر المتألّهين شيرازى اين قاعده را از غوامض علوم الهيه مىداند و ادراكش را جز براى كسانى كه از ناحيۀ حق تبارك و تعالى به سرچشمۀ علم و حكمت راه مىيابند، در غايت اشكال مىپندارد.
وى معتقد است كه پيش از او جز حكيم بزرگ يونان، ارسطو، كسى به درك اين قاعده نائل نشده و آن را از خصائص فكر خويش مىشمارد. مطابق آنچه حاج ملا هادى سبزوارى در حاشيۀ اسفار نقل مىكند، ملاصدرا در جايى از كتاب اسفار ادعا كرده كه در روى كرۀ زمين كسى را نيافته كه از اين قاعده آگاهى داشته باشد ١.
ولى حق در مقام اين است كه مفاد اين قاعده، در كتب عرفا و سخنان آنان بسيار به چشم مىخورد و اگرچه بهطور منظم و به عنوان خاص خود مورد بحث قرار نگرفته است، ولى با عبارات مختلف در نظم و نثر به آن اشاره شده است. در عين حال نبايد نقش صدر المتألّهين را در تنظيم و تنقيح و اقامۀ برهان بر اين قاعده، به عنوان يك ابتكار بزرگ فلسفى، ناديده گرفت و يا ناچيز انگاشت؛ بلكه تأسيس اين قاعده، به عنوان يك مبحث فلسفى و اقامۀ برهان بر آن را بايد منسوب به وى دانست.
چنانكه در اسفار مىگويد:
لكن البرهان قائم على انّ كل بسيط الحقيقة كلّ الاشياء الوجودية الاّ ما يتعلّق بالنّقائص و الاعدام و الواجب تعالى بسيط الحقيقة واحد من جميع الجهات فهو كلّ الوجود و كلّه الوجود ٢.
سپس در مقام بيان قاعدۀ «بسيط الحقيقة كلّ الاشياء» و اقامۀ برهان جهت اثبات آن چنين مىگويد:
[١] اسفار. ج ٦، ص ١١١، حاشيه.
[٢] همان. ص ١١٠.