قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٢٠ - كل ما هو برزخ بين الشيئين لا بد و ان يكون غيرهما، بل جهتان يشبه بكل منهما ما يناسب عالمه
أن يكون غيرهما بل له جهتان يشبه بكلّ منهما ما يناسب عالمه. . . ١
با توجه به آنچه گذشت، معلوم مىشود كه اثبات عالم مثالى و خواص وجودى آن، از قبيل تجرّد برزخى و غيره، بر اين قاعده استوار است.
از جمله مسائل بسيار مهمى كه بر اين قاعده مترتب است، اصول چهارگانۀ اخلاقى است كه آنها را امهات علم اخلاق مىگويند، كه عبارتند از:
١. حكمت
٢. شجاعت
٣. عفت
٤. عدل
اين چهار صفت اصول اخلاقى بشر را تشكيل مىدهند و زيربناى كليۀ صفات پسنديدۀ انسان مىباشند. زيرا بهوسيلۀ حكمت است كه نفس ناطقۀ انسانى در كليۀ افعال اختيارى، صواب را از خطا و سره را از ناسره تشخيص مىدهد و درست را از نادرست جدا مىسازد؛ و بهوسيلۀ صفت عدل است كه انسان نيروى غضب و شهوت را به مقتضاى حكمت در راه صحيح هدايت مىنمايد؛ و از طريق صفت شجاعت است كه نيروى غضب مهار مىشود و در كليۀ امور نسبت به عقل رام و منقاد مىگردد؛ چنانكه بهوسيلۀ صفت عفت نيروى شهوت با آداب عقل و شرع مؤدب مىشود و راه خلاف نمىپويد.
ترتّب اصول چهارگانه، كه اساس علم اخلاق را تشكيل مىدهند، بر قاعدۀ مزبور از آن جهت است كه طرفين هركدام از اين صفات يعنى دو حدّ افراط و تفريط آنها جزء صفات رذيله و ناپسند محسوب مىشوند و آنچه از صفات فضيلت محسوب مىشود، حدّ وسط و خطّ فاصل بين افراط و تفريط است؛ مانند صفت حكمت كه حدّ افراط آن را «خبث» و «جربزه» و حدّ تفريط آن را «بلاهت» مىدانند؛ و همچنين صفت شجاعت كه حدّ افراط آن را «تهوّر» و حدّ تفريط آن را «جبن» مىخوانند. بر همين قياس است ساير صفات كه حدّ افراط و تفريط آنها را رذيلت و ناپسند مىدانند و حدّ وسط بين آنها را فضيلت و خوى نيكو مىشمرند.
[١] مقدمه شرح فصوص الحكم. سيد جلال الدين آشتيانى. ص ٢٩٦.