قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٧٢ - برهان قاعده
كلّ مجرد عاقل
اين قاعده از جملۀ قواعد بسيار مهم فلسفى است كه در باب علم و مباحث مربوط به نفس ناطقه و همچنين علم حضورى و دانش ذاتى، كه خودآگاهى دائمى انسان را مىتوان با آن توجيه نمود، نقش بزرگى را ايفا مىكند.
قاعدۀ «كلّ عاقل مجرد» نيز از نقطهنظر اهميت و نقش آن در مسائل علم و مباحث معرفت كمتر از اين قاعده نيست. توجه به اين نكته لازم است كه هيچكدام از اين دو قاعده عكس ديگرى نيست؛ زيرا هركدام از اين دو قاعده عبارت است از يك قضيۀ موجبۀ كليه؛ و اين مطلب در منطق ثابت و مدلّل است كه عكس لازم الصّدق براى قضيۀ موجبۀ كليه؛ پيوسته موجبۀ جزئيه است نه موجبۀ كليه؛ بنابراين عكس قاعدۀ «كلّ مجرد عاقل» قاعدۀ «كلّ عاقل مجرد» نيست؛ بلكه هركدام از اين دو قاعده بهطور جداگانه مورد بحث قرار گرفته و براى اثبات هركدام از آنها اقامۀ برهان شده است. قاعدۀ «كلّ عاقل مجرد» در حرف «ع» اين رساله به تفصيل مورد بحث و گفتوگو قرار گرفت.
برهان قاعده
معروفترين برهانى كه حكما براى اثبات اين قاعده اقامه نمودهاند، عبارت است از اينكه گفته مىشود هرموجود مجرد، هميشه از دو حال خارج نيست؛ يا ممكن است معقول واقع شود يا ممكن نيست. شق دوم را عقل نمىپذيرد. زيرا هرموجودى ممكن است به نحوى از انحاء معقول واقع شود؛ اگرچه معقوليت آن مانند عنوان شىء يا موجود به وجه عام باشد. بنابراين شق اول كه هرموجودى ممكن است معقول واقع شود متعين مىگردد. اكنون كه امكان معقوليت براى موجود مجرد ثابت گرديد، وجوب معقوليت نيز ثابت مىگردد. زيرا معنى امكان در باب موجودات مجرده عبارت است از سلب ضرورت طرف مقابل كه پيوسته در ضمن وجوب تحقق مىپذيرد. سرانجام نتيجهاى كه