قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٧٣ - برهان قاعده
بهدست مىآيد، اين است كه هرموجودى كه مجرد است، معقول بالفعل است و هنگامى كه معقول بالفعل بودن آن ثابت شد، به حكم قانون تضايف، عاقل بالفعل بودن آن نيز ثابت مىشود. زيرا معقوليت و عاقليت نسبت به يكديگر متضايفاند، و هردو امرى كه نسبت به يكديگر متضايف باشند، از حيث قوّه و فعل همراه و برابرند كه گفتهاند: «المتضايفان متكافئان قوّة و فعلا» . اين برهان علاوه بر اينكه قاعدۀ مورد بحث يعنى «كلّ مجرد عاقل» را ثابت مىكند، قاعدۀ اتحاد عاقل و معقول را نيز ثابت مىكند. در باب حرف «ع» اين رساله به تفصيل از قاعدۀ اتحاد عاقل و معقول سخن گفته شد و اشكالهايى كه ممكن است بر اين برهان وارد شود مورد بحث و گفتوگو قرار گرفت.
ابو على سينا از جملۀ معروفترين فيلسوفانى است كه اتحاد عاقل و معقول را انكار كرده و طرفداران آن را به شدت مورد حمله و انتقاد قرار داده است، ولى قاعدۀ «كلّ مجرد عاقل» را پذيرفته و در برخى از آثار خويش براى اثبات آن اقامۀ برهان نموده؛ از جملۀ مواردى كه به اين قاعده تصريح كرده و آن را اثبات نموده هنگامى است كه در مقام اثبات عقل فعّال برآمده است؛ چنانكه مىگويد:
. . . و كما أنّ الشّمس بذاتها مبصرة و سبب لإبصارنا ساير ما تبصر؛ كذلك هذا الجوهر هو بذاته معقول و سبب لأن نجعل ساير المعقولات الّتى بالقوّة معقولة بالفعل؛ لكنّ الشّىء الّذى هو بذاته معقول هو بذاته عقل فإنّ الشّىء الّذى هو بذاته معقول هو الصّورة المجرّدة عن المادّة و خصوصا إذا كانت مجرّدة بذاتها لا بغيرها، و هذا الشّىء هو العقل بالفعل أيضا فإذن هذا الشّىء معقول بذاته أبدا بالفعل و عقل بالفعل. . . ١.
شيخ الرّئيس در اين عبارت چنانكه مشاهده مىكنيم، عقل فعّال را به خورشيد تابناك مانند كرده و معتقد است همانطور كه خورشيد فروزان به نفس ذات خويش ديده مىشود و ساير اشياء را نيز قابل ديدن مىكند، عقل فعّال كه يك جوهر مجرد است به نفس ذات خويش معقول بالفعل است و ساير معقولات بالقوه را نيز به مقام عقل بالفعل مىرساند؛ سپس اضافه مىكند موجودى كه به نفس ذات خويش معقول است، از ماده و لوازم آن مجرد است و هرموجود مجرد كه به نفس ذات خويش معقول باشد، عاقل نيز خواهد بود.
[١] رسائل ابن سينا. ج ٢، ص ١٤٠.